close
تبلیغات در اینترنت
نیازهای اساسی روز

نیازهای اساسی روز

ارسال لینک

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
شهید علیرضا طالبی گنجه ای 0 24 hamed6314
اهمیت انگیزش دریادگیری 0 23 hamed6314
آموزش کنترل خشم کودکان 0 22 hamed6314
شهید چمران 0 25 hamed6314
جوان و بحران هويت 0 19 hamed6314
وظايف ما در برابر برداشت‌هاي خام کودکان 0 17 hamed6314
ويژگي هاي دوران جواني و ضرورت تربيت ديني 0 14 hamed6314
ویژگی های اخلاقی و تربیتی جوان از دیدگاه رهبری 0 12 hamed6314
تعریف جوانی 0 14 hamed6314
دوست داشتن مقدس و نامقدس 0 8 hamed6314
تعریف جنگ نرم 0 10 hamed6314
چند روش ساده برای ایجاد اوقات خوش در خانواده با کودکان و بیان مشکلات کودک توسط خودش 0 12 hamed6314
خانواده ،نقش،انواع آن 0 13 hamed6314
زندگی برای چی؟ 0 6 hamed6314
ضد دعوا (راهکارهای ایجاد صمیمیت بین زن و شوهر) 0 13 hamed6314
کارمندیابی 0 14 hamed6314
مزایا و معایب دولت الکترونیک 0 54 hamed6314
تعريف سيستم اطلاعاتي مديريت 0 9 hamed6314
تمركز بر سيستم پشتيباني تصميم گيري 0 14 hamed6314
ابعاد دولت الکترونیک 0 9 hamed6314
راهکارهای با حجاب کردن دختر ها 0 13 hamed6314
نقش عفاف و حجاب در روحیه دخترها 0 11 hamed6314
دلایل ناموفقی در سعادت خانواده 0 16 hamed6314
کاربرد های سیستم Gis 0 23 hamed6314
تعریف Gis 0 15 hamed6314
علل چشم و هم چشمي از نگاه قرآن و روانشناسان 0 19 hamed6314
اثرات ضعف ایمان در خانواده 0 11 hamed6314
نکاتی که باعث ایجاد صمیمیت میان زن مرد می شود 0 18 hamed6314
درز اجرایی 0 15 hamed6314
نحوه قرار دادن لوله در بتن 0 18 hamed6314

زمین لرزه

مفهوم كنترل ارتعاش سازه :
به معني كنترل رفتار سازه در برابر نيروهاي جانبي مي باشد به طوري كه جواب سازه از حد معيني فراتر نرود و سلامت سازه دچار تهديد نشود. اعمال نيرو به سازه ارتعاش طبقات مي باشد و طراحی مقاوم سازه در برابربارهای وارده به آن بايد به نحوی صورت گيرد كه ارتعاشات و نيروهاي ايجاد شده ناشي از آن در اعضای سازه ای و غیر سازه ای با تامين ايمني و آرامش لازم براي كاربرد مورد نظر تحمل شوند مهم ترين معيار طراحی مقاوم يك سازه به خصوص طراحی مقاوم لرزه ای ، معیار تغییر مکان نسبی طبقه است که (تغییر مکان نسبی  یعنی : تغییر جانبی یک کف نسبت به کف پایین ) و بقیه پارامترهای طراحی نظیر برش طبقه ، و نیروهای داخلی اعضا به طور مستقیم با آن ارتباط دارند ، چنانچه بتوان انرژی وارد ه به سازه را به نحوی كاهش داد كه حداقل تغييرمكان نسبي در طبقات سازه حاصل شود ، نياز مقاومت در اعضاء كاهش می يابد ومی توان بر اساس آن، نسبت ظرفيت به نياز را به صورت تئوري برابر يك كرد.
راه حل های کلی مقابله در برابر زلزله :
بخش قابل توجهی از ساختمانهای کشور مقاومت لازم را در دو راه حل کلی زیر پیدا کرده اند :
الف- تخریب و بازسازی اصولی و مطابق ضوابط و آیین نامه ها
ب- مقاوم سازی این نوع ساختمانها بدون تخریب آنها
روش هاي مقابله در برابر زلزله  :
1    -       روش تجهيزات جدا ساز لرزه اي و استهلاک انرژي
2-        روش تقويت اعضا
1-    روش تجهيزات جدا ساز لرزه اي و استهلاک انرژي :
به طور کلي روش هاي کنترل لرزه اي بر حسب نوع عملكرد به چهار گروه زير تقسيم می شوند:

الف) جداسازي لرزه اي

ب) روش کنترل غير فعال

ج) روش کنترل نيمه فعال

د) روش کنترل فعال
1-     الف - استفاده از جداگر لرزه ای :
در مقابل زلزله به جای افزایش ظرفیت باربری سازه تحت اثر نیروهای جانبی می توان نیروهای وارد بر آنها را کاهش داد ، در این روش سازه از تکیه گاه خود جدا گردیده و بر روی تکیه گاهایی که قابلیت تغییر شکل جانبی را دارند قرار می گیرد که در این وضعیت در صورت وقوع زلزله عمده تغییر شکل ها در تکیه گاه رخ داده وسازه مانند جسم صلب با تغییر شکل های کوچکی ارتعاش می کند نصب سیستم های جداگر لرزه ای منجر به افزایش زمان تناوب اصلی (T ) (بر اساس آیین نامه 2800 زلزله ص 20   به دست می آید )شده و باعث کاهش نیروهای وارد بر سازه می گردد که این روش برای ساختمانهای کوتاه و متوسط به دلیل پایین بودن زمان تناوب آنها موثر تر از ساختمان های بلند است
مزاياي روش جداگر لرزه ای :
1-ايجاد انعطاف‌پذيري مناسب در سازه
2-كاهش تغيير مكان نسبي كف‌ها و پايين آمدن ميزان خرابي‌هاي سازه‌اي و غير سازه‌اي
3-كاهش فركانس ارتعاش سازه و كاهش نيروهاي طراحي زلزله
4-اشغال مساحت كمتري از ساختمان براي اجراي اين طرح تقويت
5-مزاحمت كمتر براي ساكنين و عدم نياز به تخليه ساختمان.
6-نماي ساختمان محفوظ مي‌ماند
توجه :
فرکانس ارتعاش سازه با استفاده از تحلیل دینامیکی به دست میآید ( استفاده از فرمول هلی مبحث ششم وآیین نامه 2800 زلزله و در دو راستای  x و y بدست می آید)
با توجه به مزاياي فوق مي‌توان گفت كه اين روش براي ساختمان‌هاي كوتاه و متوسط ، نيروگاه‌های هسته‌ای، پل‌ها و بسياري از ساختمان‌هاي صنعتي كه جزو ساختمان‌هاي سخت به شمار مي‌روند مناسب مي‌باشد، زيرا نيروهای طراحي اين قبيل سازه‌ها را كاهش مي‌دهد
با نصب جداگر سازه دارای دو رفتار می شود :
1-    افزایش زمان تناوب
2-    افزایش میرایی
جداگرها باید به اندازه کافی سخت بوده تا تحت بارهای باد و زلزله های کوچک برای ساکنین ارتعاش های آزار دهنده ایجاد نکند
در استفاده از جداگرهای لرزه ای باید موارد زیر مورد توجه قرار گیرند :
الف - جداسازی از پایه برای ساختمان های سخت ترنتایج بهتری به دست می دهد ، در ساختمانهای با زمان تناوب کمتر از 1 ثانیه ، با نصب جداگر لرزه ای زمان تناوب اصلی سازه (T) به بیش از 2 ثانیه افزایش می یابد
ب – امواج زلزله در حین عبور از لایه های خاک فیلتر می شوند ، شتاب حرکت زمین در لایه های خاک سخت از مولفه های فرکانس بالا و در خاک های نرم از مولفه های فرکانس پایین تشکیل می شود از این رو در خاک های سخت جداگر لرزه ای بسیار کاربردی بوده ودر خاک های نرم از کارایی آن کاسته می شود اما در خاک های خیلی نرم به علت نزدیکی زمان تناوب سازه جدا شده به زمان تناوب حداکثر سازه جدا شده پاسخ سازه ، جداسازی نتیجه معکوس در پی خواهد داشت و باعث افزایش نیروهای وارده بر سازه می گردد


امواج زلزله :

انرژی آزاد شده در زلزله، بصورت امواج در زمین منتقل گردده و باعث تحریک سازه‌های دور از کانون زلزله میشود. بررسی این امواج بصورت کلی، امری است بسیار دشوار که در عمل برای سهولت، امواج به یکسری امواج ساده‌تر تجزیه می‌گردد.
امواج زلزله از نوع امواج الاستیک هستند و بر حسب کرنش ایجاد کننده به دو نوع حجمی (مانند امواج فشاری و برشی) و سطحی (مانند امواج لاو و ریلی) تقسیم می‌گردند. شکل زیر بصورت شماتیک، انواع امواج ایجاد شده در زلزله را نشان می‌دهد
 
    بیشینه شتاب زمین (PGA)
از معیارهای مهم در طراحی و علت اصلی آسیبها، بیشینه شتاب سطح زمین در هنگام زلزله می‌باشد که بر اساس ضریبی ار g شتاب جاذبه زمین سنجیده می‌شود. علاوه بر این، معیارهای دیگری از جمله بیشینه سرعت ذره‌ای در سطح زمین نیز در تعیین میزان خرابی‌ها تعریف شده‌اند. بطور کلی بررسی‌ها نشان میدهند که اگر شتاب سطحی بیشینه تا 0/2g باشد، آسیبی به تونل وارد نمی‌شود و چنانچه این شتاب بین 0/2g تا 0/5g باشد، صدمات خفیف و قابل تعمیر را شاهد خواهیم بود و از شتاب 0/5g به بالا، انتظار آسیبهای شدیدتری خواهد بود.
   فرکانس و طول موج زلزله:
نزدیک بودن فرکانس ارتعاش سازه به فرکانس مولد ارتعاش، سبب پدیده تشدید می‌گردد. تحقیقات نشان می‌دهند که امواج زلزله دارای فرکانس کم و طول موج زیاد هستند. هر چه اندازه طول موج برخوردی به تونل نزدیک به قطر تونل باشد (حداکثر تا 4 برابر قطر تونل)، امکان تقویت نوسان وجود دارد، بطوری که طول موج تا دو برابر قطر تونل می‌تواند موجب آسیبهایی به تونل گردد. اگر تونلی به قطر 10 متر و در محیط ماسه سنگی که سرعت موج در آن 8/1 کیلومتر بر ثانیه است، در نظر گرفته شود، با فرض برخود موجی که دو برابر قطر تونل، طول موجش است، مقدار فرکانس لازم برای تحریک سقف به ریزش برابر است با 90 هرتز (f=c/λ)؛ که تولید این فرکانس برای زلزله‌های متداول ممکن نیست. مگر اینکه تونل به کانون زلزله و محل وقوع گسیختگی گسل بسیار نزدیک باشد و شاید فقط در انفجارهای عظیم امکانپذیر باشد.
 
  فاصله از مرکز زلزله:
 بدیهی است که هرچقدر تونل از مرکز زلزله فاصله می‌گیرد، امکان آسیب کمتر می‌شود. توجه به این نکته لازم است که در فرکانسهای پایین، میرایی دامنه نوسانها شدیدتر است بطوری که افت انرژی در امواج حجمی متناسب با عکس مجذور فاصله و در امواج سطحی متناسب با عکس فاصله می‌باشد.
دوام نوسانها (Duration) :
 عموماً پدیدة زلزله دارای فركانسهای كم و تعداد سیكلهای تنش زیاد می‌باشد. تعداد دفعات نوسان سازه- به خصوص آن تعدادی كه سازه را وارد محدودة غیرخطی می‌كند- عامل بسیار مهمی در بالا رفتن میزان آسیبهای وارده به تونل می‌باشد. دوام و تعداد زیاد نوسانها باعث پدیده خستگی (Fatigue) می‌شود و این پدیده موجب تغییرشكلهای بزرگ در اطراف تونل می‌گردد.


ذهن و مغز


 #مهم ترین عضو در بدن هر انسان می باشند. با مدیریت ذهن توانایی کنترل امور و آنچه در زندگی ما رخ می دهد را بدست می گیریم.
 تمام باورها و رفتارهای ما از ذهن مان سرچشمه می گیرد.
اگر ذهن کنترل ما را در دست بگیرد به انحراف می افتیم چون ذهن ما هدایت گرش خود ما هستیم و چون اینقدر کنار ما پر از اطلاعات جور واجور هست که ذهن فقط نگاه می کند و این ماییم که باید مدیریتش کنیم...
فایده مدیریت ذهن
همانطور که گفتیم زمانی که کنترل ذهن مان را بدست گرفتیم بر بسیاری از مشکلات زندگی پیروز می‌شویم در واقع این ما خواهیم بود که ذهن را کنترل می‌کند نه اینکه ذهن ما را کنترل کند و به هر سمتی که خواست هدایت کند.
برای مثال فرض کنید که برای حفظ سلامت باید روزانه ورزش کنیم ولی از آنجا که همیشه از ورزش فراری بوده‌ایم، با اینکه می‌دانیم ورزش برای سلامت ما مفید و ضروری است از انجام آن پرهیز می‌کنیم. علت این امر این است که ما ذهن‌مان را به حال خود رها کرده‌ایم و آن‌طوری زندگی می‌کنیم که ذهن ما میخواهد پس او ترجیح می‌دهد همانند سابق ورزش نکند. ذهن و مغز ما از انجام کارهای جدید فراری است و تمام تلاشش را می‌کند که ما را از انجام کارهای جدید دور نگه‌دارد. این وظیفه ماست که با آگاهی از قوانین ذهن و مغزمان تمام تلاش را برای ورزش کردن انجام دهیم و در واقع آن گونه‌ای رفتار کنیم که برای ما بهتر است.

نحوه مدیریت کردن ذهن


یکی از بهترین روش‌های مدیریت ذهن این است که هنگام تصمیم‌گیری هایمان چند لحظه‌ای فکر کنیم و اجازه ندهیم ذهن‌مان ما را کنترل کند. اگر زنای ذهنی مدام ما را آزار می‌دهد این تقصیر ماست که به ذهن‌مان اجازه داده‌ایم که به اون چیزهایی که ما را تحریک کند بیندیشد. هر موقع موضوعی شما را تحری کرد چند لحظه صبر کنید و به خود بگویید دیگر نمی‌خواهم ذهنم مرا کنترل کند. تحت هیچ شرایطی به آن موضوع فکر نکنید. در واقع یک موضوع مهم و جالب انتخاب کنید و وقتتان را با آن پر کنید.
اگر دوباره ذهن شما افکار مزاحم را برایتان پررنگ کرد برای خود و زندگی‌تان بیشتر ارزش قائل شوید و به این افکار ذهن بها ندهید. بارها و بارها این کار را تکرار کنید تا ذهن‌تان شرطی شود و دیگر به این افکار بها ندهد.
واقعیت این است که ذهن متوجه می‌شود این فشارش بی‌نتیجه استد و به‌صورتی باور نکردنی این افکار از ذهن شما ناپدید می‌گردند. حتی اگر دوباره آن‌ها را به یاد آورید، زیرا همان‌طور که شما آن‌ها را نادیده گرفتید ذهن‌ هم آن را نادیده گرفت و به سادگی درمی‌یابید که با تلاش ذهن و افکارتان را در دست گرفتید.

زنای ذهن


تصور و فکر کردن به امور جنسی و رابطه جنسی با نامحرم است.یعنی در ذهن خودش همه مقدمات و کارها را برای رسیدن به این امر کثیف را فراهم می کند اما فکر واندیشه گناه، پاکی و صفای قلب را از بین می برد و انسان را به ارتکاب آن وا می دارد و تلاش برای رسیدن به آن را چند برابر می کند مثل فکر برای خرید مسکن و تلاش در این راه ...
پس زنای ذهن انسان را حتما به ارتکاب آن وا می دارد. زیرا کسى که به زنا بیندیشد، مانند کسى است که در اتاق زیبا و رنگ آمیزى شده‏اى، آتش روشن کند. در این صورت، هر چند ممکن است خانه در آتش نسوزد؛ لکن دست کم دود، آن را سیاه و خراب و کاری می کند که همه ازش دوری کنند.
دلایل زنای ذهن
1.    چشم چرانی، تماشای فیلم های محرک جنسی، دیدن تصاویر شهوت انگیز، مشاهده فیلم های مبتذل، پوشش و آرایش نامناسب و تحریک کننده در جامعه، دیدن روابط جنسی وحشیانه، غیربهداشتی و خلاف واقع که اجرای آن خارج از توانایی زوجین و به نوعی ناتوان کننده است
2.    مشاهده سریال های خیانت آمیز برخی شبکه های خارجی که سبب کاهش و کمرنگی قبح و زشتی روابط نامشروع می شود ...
3.    نگاه کردن و الگو قرار دادن شبکه های ماهواره ای
4.    ضعف ایمان
5.    ضعف شخصیت
تاثیر نگاه بر فیلم های غیراخلاقی
کاهش شدید عشق
چنین افرادی از توان عاطفی کمتری برخوردارند و در روابط عاشقانه توفیق کمتری کسب می‌کنند.
تاثیرات فیزیولوژیک
سلامت جنسی انسان که تأثیر عمیقی در سلامت جسمی‌ و روانی او دارد، حاصل ارضاء معقولی است که در پی تحریک واقعی و نیاز حقیقی فیزیولوژی بدن اتفاق افتاده باشد. عدم حفظ این عدم تعادل، از عقلانیت انسان می‌کاهد و او را وادار به گناه می‌کند.
تضعیف انسانیت
مشاهده مکرر و زیاد آن و در دسترس همه بودن این نوع فیلم‏ها (حتی به عنوان آموزش متاهلین) باعث شکستن قبح و زشتی اموری است که اسلام، عقلاء و عرف جامعه آنها را زشت و قبیح می‌‏شمارند. حتی انسان‏های مۆدب و با نزاکت از بیان و ذکر برخی الفاظ که مستقیما اشاره به یکی از اعضاء بدن انسان می‌‏کند، اکراه دارند و آن را زشت و ناپسند و قبیح می‌‏دانند چه رسد به این که به مشاهده و تجزیه و تحلیل آن بپردازند
از بین رفتن عفت عمومی‌ و اجتماعی در درازمدت
کسانی که اینگونه فیلم ها را تماشا می کنند در برخورد با افراد دیگر در اجتماع نگاه جنسی دارند و شیطان همیشه برای گمراه کردن آنها امید دارد. زیرا آنها برای گمراهی و انحراف از مسیر الهی آمادگی لازم را دارند.
نقش بستن تصاویر جنسی در مغز
در این جا بهتر است که به تجربه دکتر روان شناس، «مک گاف» در دانشگاه کالیفرنیا بپردازیم. یافته‌های او (که بسیار ساده شده اند) نشان می‌‌دهند که خاطرات تجربه‌هایی که به هنگام تحریکات احساسی (مثل تحریک جنسی) رخ می‌‌دهند، توسط هورمون غده آدرنال در مغز می‌‌نشینند و پاک کردن آنها دشوار است. این فرض می‌‌تواند تا حدودی اثر اعتیاد به هرزه‌نگاری و هرزه‌بینی را توصیف کند. خاطرات نیرومند تحریکات جنسی از تجربه‌های گذشته، خودشان را در صحنه مغز حفظ می‌‌کنند و مرتباً به ذهن خطور می‌‌کنند و فرد را از لحاظ شهوانی تحریک می‌‌کنند. اگر او به هنگام این تخیلات، استمنا کند، باعث تقویت پیوند بین تحریک جنسی و اوج لذت جنسی می‌‌شود که همراه با منظره ویژه یا تکرار پی‌درپی آن صحنه در ذهن خواهد بود.

تأثیر بر رفتار جنسی
برخی از جامعه‌شناسان آلمانی ادعا می‌‌کنند که «عادت بیمارگونه‌ دیدن عکس‌ یا فیلم‌های پورنو (سکسی)» بر رفتارها و برخوردهای جنسی «معتادان پورنو» تأثیر منفی دارد. تا ‌جایی که این بیماران، از انجام سکس عادی و عشق‌ورزی لذتی نمی‌‌برند. کاربرانی که داوطلبانه برای ترک اعتیاد خود به روانکاو مراجعه کرده‌اند، اعتراف می‌‌کنند که «دیدن پورنو، به بخش جدایی‌ناپذیر ارضای جنسی آنان تبدیل شده است» و آنان نمی‌‌توانند بر «وسوسه و نیاز» دیدن این تصاویر غلبه کنند.
انزوا و کاهش روابط اجتماعی
پژوهشگران آلمانی معتقدند که اعتیاد به دیدن فیلم ها و تصاویر پورنو‌، هم‌چنین سبب انزوا و دوری فرد از اجتماع و کاهش روابط اجتماعی او می‌‌شود.
تحلیل توان عقل
هر قدر که اطلاعات موجود در ذهن، منظم‌تر و دارای عناوین کمتری باشد،‌ دسترسی عقل به آنها برای پردازش‌های جدید، مهیاتر خواهد بود. اما وجود داده‌های فراوان و متعدد که فضای ذهن را بی جهت پر کرده باشند و با تکرار درگیری ذهنی و رفتار بیرونی، تقویت شده باشند، باعث می‌شود توان عقل را به مقدار چشمگیری کاهش دهند، چه رسد جایی که این داده‌ها، دارای تاثیر بر هورمونهای مختلف نیز باشد که تأثیرات ارگانیک را نیز درپی داشته باشد.
سقوط شخصیت زن و مرد و تبدیل شدن به وسیله‌ای برای اشباع هوس‌های سرکش
با پرداختن افراطی فرد به مسائل جنسی، شخصیت او به شخصیتی شهوانی تبدیل خواهد شد که تداعی‌ها و برداشت‌های وی با کوچکترین ارتباطی (حتی توهمی) رنگ جنسی به خود می‌گیرد. کارکرد افراد برای چنین فردی تنها ارضاء غریزه جنسی است و اهتمام خود او نیز صرفا بر ارضاء همین بعد وجودی خویش است.
آسیب جسمی‌
علم پزشکی هنوز تا مرز شناخت بسیاری از بیماری‌ها فاصله ای طولانی دارد و چه بسا اموری که در زندگی روزمره ما وجود داشته باشد و ما به عنوان امور مفید از آنها استفاده کنیم، در آینده ای نزدیک ضرر آنها از نظر پزشکی ثابت شود. بنابراین اگرچه تاکنون برای هرزه‌بینی، اثر جسمانی مستقیم تشخیص داده نشده است (و احتمال این وجود دارد که با پیشرفت علم مشخص گردد) ولی قطعا اثر غیرمستقیم دارد. یعنی نگاه به عکس و فیلم‌های مبتذل غالبا موجب تحریک سیستم عصبی خودکار (سمپاتیک و پاراسمپاتیک) و تحریک شهوت می‌گردد؛ هم زمان ضربان قلب و تعداد تنفس افزایش پیدا می‌کند؛ ترشح برخی از هورمون‌ها در خون بالا رفته و تعادل هورمونی و روانی شخص برای دقایقی و گاه ساعت ها و گاه روزها به مخاطره می‌افتد. اگر این رفتار به مدت طولانی ادامه یابد آثار آن همه عمر فرد را در بر خواهد گرفت.
پرخاشگری
هرزه‌بینی نه تنها بر ذهن فرد تاثیر مخرب می‌گذارد بلکه افراد را تشویق می‌کند تا از نظر جنسی بیشتر حالت سلطه جو و پرخاشگر داشته باشند.
با پرداختن افراطی فرد به مسائل جنسی، شخصیت او به شخصیتی شهوانی تبدیل خواهد شد که تداعی‌ها و برداشت‌های وی با کوچکترین ارتباطی (حتی توهمی) رنگ جنسی به خود می‌گیرد. کارکرد افراد برای چنین فردی تنها ارضاء غریزه جنسی است و اهتمام خود او نیز صرفا بر ارضاء همین بعد وجودی خویش است
مقایسه
به دنبال مشاهده این‏گونه فیلم‏ها، افراد مجرد در آینده به مقایسه آنچه در فیلم دیده‏اند و آنچه از همسر خود سراغ دارند می‌‏پردازند و در نتیجه نقایص و کمبودها و ضعفهای احتمالی خود و همسر خویش در ذهن فرد برجسته شده و چه بسا باعث کاهش تمایل و علاقه به همسر انتخاب شده خود می‌‏شود و به تدریج کانون خانواده را دچار اختلال و فروپاشی می‌‏کند.
دیدن عکس‌ها و فیلم‌های مبتذل
به ویژه جوانان را، در یک حال تحریک دائم قرار می‌دهد، تحریکی که سبب کوبیدن اعصاب آنان و ایجاد هیجان‌ های بیمارگونه عصبی و گاه سرچشمه امراض روانی می‌گردد.
سستی ایمان
این گناه، پیوند انسان با خدا را سست و در صورت استمرار، این پیوند را قطع و ایمان او را زایل می‌‌گرداند؛ غریزه جنسی انسان را به طور افراطی تحریک کرده؛ او را از فعالیت‌های مثبت انسانی بازداشته؛ به سمت ارتکاب فحشا و منکرات سوق می‌دهد. بدین وسیله انسانیت انسان که سرمایه وجودی انسان است را از او سلب می‌کند.
محروم شدن از شیرینی و لذت انس با خدا
هشیار بودن این تصاویر در ذهن و مرور دائمی و ناخودآگاه آن، حضور قلب را در عبادات به خطر می‌اندازد و تکرار نافرمانی خدا، بهره رابطه با او را از لذت می‌اندازد.
مردن دل‌ها و افسردگی
همانگونه که روایات نیز بر این امر تصریح دارند، ولنگاری جنسی و ارتباطی، باعث بروز قساوت قلب می‌شود و مرگ معنوی و روانی قلب را درپی دارد.
تاثیرات منفی در زندگی زناشویی
مشاهده مکرر و زیاد آن و در دسترس همه بودن این نوع فیلم‏ها (حتی به عنوان آموزش) باعث شکستن قبح و زشتی اموری است که اسلام، عقلاء و عرف جامعه آنها را زشت و قبیح می‌‏شمارند. حتی انسان‏های مۆدب و با نزاکت از بیان و ذکر برخی الفاظ که مستقیما اشاره به یکی از اعضاء بدن انسان می‌‏کند، اکراه دارند و آن را زشت و ناپسند و قبیح می‌‏دانند چه رسد به این که به مشاهده و تجزیه و تحلیل آن بپردازند.
نگاه کردن و الگو قرار دادن شبکه های ماهواره ای و نقش آن در زنای ذهن
نکته :
آسیب‌های مرتبط با فناوری‌های جدید است كه آسیب‌های ناشی از استفاده از ماهواره، بازی‌های رایانه‌ای، تلفن همراه و اینترنت می‌توانند در این مجموعه قرار گیرند و می‌تواند زمینه‌ساز نوع جدیدی از آسیب‌ های اجتماعی و روانی باشد. حریم خصوصی افراد آن قدر اهمیت دارد كه احترام به آن در قرن حاضر از مرزهای سنتی دین و اخلاق فراتر رفته و در بیشتر كشورهای جهان ضمانت قانونی پیدا كرده است، اما شئون انسانی و اهمیت حفظ آن در فضای مجازی و امنیت اطلاعات مبادله شده با چالش‌هایی مواجه شده و سلامت اخلاقی و حتی جسمانی كودكان و نوجوانان در جامعه به مخاطره افتاده است.
اكثر والدین نیز به دلیل عدم آشنایی با اینترنت و ظرفیت‌های آن و شبكه‌های اجتماعی فضایی و فناوری‌های نوین ارتباطی، از رفتارهای آنلاین فرزندانشان در فضای مجازی اطلاعی ندارند. همین مسأله راه را برای صیادان اینترنتی باز می‌كند تا راحت تر بتوانند طعمه‌های خود را از میان افرادی انتخاب نمایند كه به نوعی دچارانواع آسیب های اجتماعی هستند و بدون در نظر گرفتن تهدیدات و معایب این فضا به دنبال تفریح در آن هستند.
فضای مجازی همچنین فضایی محدود به افكار كاربران آن است كه به دلیل ناشناس بودن فرستنده و گیرنده پیام، امكان سواستفاده طرفین از هم افزایش می‌یابد.
سومین خطر ماهواره باورهای غلط درباره مسائل عاطفی و جنسی
تبلیغات غلط و غلو شده در شبکه های ماهواره ای که دائما بر توانایی های جنسی افراد مجرد و متاهل تاکید می کنند، می تواند زمینه ساز شکل گیری باورهای غلط و کسب اطلاعات نادرست در زمینه مسائل جنسی افراد شود. این برنامه ها و تبلیغات که هدفی جز فروش محصولات خود ندارند، باعث شده اند بسیاری درباره چگونگی و توانمندی های جنسی خود شک کنند و در پی درمان های نادرست بروند. از سویی اطلاعاتی که برنامه های ماهواره ای درباره چگونگی روابط عاطفی در سریال ها و فیلم های خود نشان می دهند، باعث شکل گیری سبک های نادرست ارتباطی بین جوانان می شود.
وهمچنین افراد ضعیف نفس با دیدن این صحنه ها در شبکه های ماهواره ای به دلیل اینکه دسترسی به جنس مخالف را ندارند ناچار به زنای ذهن یا لواط و یا استمنا که همین آثار زنای ذهن هستند می شوند
شخصیت
تمایلات و گرایشات معنوی روح ملکوتی یا روح مجرد انسان و شخصیت اصلی انسان با ارضاء شدن خواسته ها و تمایلات روح حیوانی و نفس اماره ارضاء نمیشود و به همین علت است که؛ روح و روان اصلی انسان «من» بخودی خود از نرسیدن به خواسته ها و گرایشات معنوی خود در طول حیات یک فرد دچار اضطراب و نگرانی میشود. در این میان؛ در روان شناسی انسان در اسلام (علم النفس)، مکانیسم «توبه» مطرح است که بر اساس آن نیروی وجدان فرد، در زمانی که فردی چه بصورت جزئی و چه بصورت کلی دچار انحراف و لغزش از معیارهای دین الهی، عقل، فطرت و وجدان خود میشود و مرتکب گناه یا انحراف میگردد، او را بسوی طلب آمرزش از پروردگار خود و جبران لغزشها دعوت میکند و فرد می تواند با کمک این مکانیسم بسیار مؤثر و کارآمد، تعادل روانی و شخصیتی خود را بازسازی و ترمیم نموده و مجددا به یک آرامش حقیقی دسترسی پیدا کند.

آثار کلی زنای ذهن


1.    خود ارضایی(استمنا یا جلق زدن)
2.    روی آوردن به لواط
3.    پرخاشگری و بد رفتاری
4.    ضعیف شدن حافظه و قدرت یادگیری
5.    حواس پرتی
6.    مشکلات عمده در انتخاب همسر
7.    منزوی شدن و احساس پوچی
8.    بدبینی
9.    لجاجت
10.    خودکشی
11.    دوری از خداوند
12.    خود ارضایی(استمنا یا جلق زدن)
عبارت است از سکس با خود تا سر حد ارضاء شدن بدون لذت واقعی که بیشتر توام با خیال بافی صورت می گیرد...
 و یعنی با خود کاری کنیم که منی از ما بیرون بیاد...
خود ارضایی هم در مردان هست و هم در زنان
دلیل خودارضایی
 علاوه بر احساس لذت جنسی، خودارضایی برای رهایی از تنش‌های جنسی بویژه در هنگامی که شریک جنسی در دسترس نیست انجام می‌شود.
عوارض بسیار شدید و خطرناک خود ارضایی(این نکات 100٪ به اثبات رسیده اند)
•    افسردگی به میزان بالا
•    شادی و عشق کمتر ،از بین رفتن زیبایی و پیری زود رس
•    از بین رفتن براقیت و زیبایی چشم ها
•    به هم خوردن تناسب اندام و زشتی هیکل
•    ریزش موهای سر
•    ایجاد مشکلات جدی روحی مثل بدبینی و تندخویی و..
•    دفع بی اختیار منی
•    بی اختیاری ادرار
•    بی اختیاری در کنترل منی و ضعف در قوای جسمی و جنسی
•    سرطان پروستات و سرطان پستان
•    ضعف در بینایی و شنوایی همچون شنیدن صدای وزوز در گوش
•    مریض شدن پی در پی
•    کم شدن حافظه و قدرت یادگیری
•    ضعف اعصاب و کم شدن قدرت تحمل در برابر مسائل
•    بی حالی و ضعف همیشگی
درمان خود ارضایی (باید تا درمان کامل کارهای پایین انجام شود)
•    ورزش کردن
•    نپوشیدن لباس های تنگ و جذب و حتی نرم(نباید کار کنید تحریک شوید)
•    داستان جنایی جنسی و داستان سکسی هرگز نخوانید...
•    با خستگی کامل به رختخواب رفتن(کار کنید و ...)
•    نماندن زیاد و الکی در حمام و زیر دوش
•    تماشا کردن فیلم های شاد و طنز به جای فیلم های محرک و جنسی و احساسی
•    از پرخوری بپرهیزید و معده تان هیچگاه کاملاً پر نباشد.
•    استفاده از غذاهای تند ومحرک و پرانرژی را ترک و یا محدود کنید.
•    سعی کنید هیچگاه تنها نباشید و با خود خلوت نکنید .(مهم)
لطفا هرگز شیطان را دست کم نگیرد او همیشه و هر لحظه در کمین است...
•    تا کاملاً خواب آلوده نشده اید به رختخواب نروید و در اتاق جداگانه نخوابید.
•    عنان افکار خود را در اختیار بگیرید و نگذارید به هر کجا که می خواهد برود.
•    از دیدن صحنه های تحریک آمیز و از خواندن و شنیدن این گونه مطالب شدیداً بپرهیزید.
•    روزه گرفتن روش بسیار مناسبی برای تسلط بر نفس و در نتیجه تقویت اراده جهت ترک اعمال ناشایست است.
•     علاوه بر خواندن نمازهای واجب، خواندن قرآن و ادعیه و نماز شب در ترک اعمال و عادات بد موثر است.
•    نذر کنید تا در صورت ارتکاب این عمل کار سنگینی را انجام دهید.مثلان اگه انجام دادید 5 روز روزه بگیرید
•    از خداوند کمک بگیرید و برای بر طرف شده این عادت، بسیار زیاد دعا کنید.
•    خواندن کتاب و مجله های مفید
•    چیزهایی که باعث تحریک ما می شوند را از خودتان دور کنید.(خودتان را گول نرنید)
                                                         همه این کارهای بالا لازمه
2. روی آوردن به لواط(بدترین گناه)
لواط انجام عمل جنسى بین دو جنس مذکر است به گونه ای که دخول در دُبر محقق بشود واسم دیگرش هم جنس بازی است
همجنس گرایی در اسلام و همه ادیان الهی حرام است . لواط از گناهان بزرگ است. شخصى که مرتکب این عمل شنیع مى‏شود، از نظر خدا و رسول او و ملائکه مورد لعنت واقع مى‏شود...
لواط از گناهان کبیره، فاحشه، کفر و زشت است در زشتی لواط همین بس که قوم لوط همگی به جرم این عمل شنیع، به بلای بزرگی دچار گشته، به دوزخ رهسپار شدند و شهرشان ویران و مایه عبرت آیندگان شد. چه اسرافی بدتر از اینکه نطفه‌ای که به منزله‌ی بذر است برای بقاء نوع و نسل انسان و باید در رحم زن قرار گیرد در غیرمحلی که خدا قرار داده بریزد. برای تهدید دیگران از نزدیک‌شدن به این عمل خلاف انسانی در سوره‌های اعراف و هود و نمل و عنکبوت و قمر و نجم، ‌قوم لوط را یادآوری و کیفیت عذاب ایشان را متذکر می‌شود.
3. پرخاشگری و بد رفتاری
فرد به علت اینکه موقع فکربه ارتباط جنسی یا زنای ذهن که  نهایت منجر به عمل  استمنا یا لواط(هم جنس بازی)  می شه و فرد  به اون لذت واقعی جنسی نرسیده و همه چیز برایش مثل یک فیلم تخیلی که خودش ساخته و بازیگرش را خودش انتخاب کرده و تنها در ذهنش بوده و در واقعیت نمی تونه بهش دسترسی داشته باشه به صورت خود آگاه و عمدتا نا خودآگاه بد اخلاقی و پرخاشگری می کنه که مورد تنفر همه واقع میشه...
4. ضعیف شدن حافظه و قدرت یادگیری
مشغول کردن ذهن به انحرافات باعث ضعف آن می شود .فهم و تحلیلش ساده است
 تا حالا فکر کردین که چرا خدا می گه که قرآن خواندن حافظه را قوی می کنه ...
درسته قرآن از طرف خداست و معجزه است و سراسر نور است ولی زنای ذهن از طرف شیطان است که سراسر تاریکی و ظلمت است پس ذهن تاریک یعنی حافظه ضعیف...
5. حواس پرتی
 افکار منفی در حقیقت تله های ذهنی هستند که منشا افکار منفی مخرب و نابود کننده ی زندگی به شمار می روند و عامل مهمی برای برهم زدن تمرکز است.
انتظار داشتن یعنی داشتن این فکر که چیزی باید اتفاق بیفتد یا اتفاق خواهد افتاد. انتظارات  معمولاً توسط ذهنی خشک و سخت ساخته می شوند که وقتی به چالش کشیده شود، دچار آشفتگی و پریشانی خواهد شد. مثلاً ناخودآگاه فکر می کنید، «مثلا سکس با فلان زن یا دختر» اما این اتفاق نمی افتد و شما بلافاصله بخاطر انتظاری که داشته اید ناامید می شوید. انتظارات درنتیجه قطعیت های نادرست ساخته می شوند...
6. مشکلات عمده در انتخاب همسر
زنای ذهن از مهم ترین عواملی است که بر تنوع طلبی جنسی زنان و مردان جامعه ما دامن زده و در پی آن انتظارات جنسی زوج ها را از یکدیگر بالا برده و فردی که در ذهنش با زن یا دختری سکس می کند چون خودش ذهنش را ساخته نمی تونه دختری که خودش ساخته را پیدا کند یا همون جوری که در ذهنش هست دختر به اون زیبایی در واقعیت ببیند آخه ذهن ما می تونه کاری کنه بعضی نواقصات را رفع کنه چون برای لذت بیشتر خودمان به ذهن دستور می دهیم که چه رنگی به صورتش بزنه و یا چگونه اندامش را برای ما ناز که یا ... اینها همه از پیامدهای منفی آن است.
7. منزوی شدن و احساس پوچی
این احساس زمانی فرد زنا کار ذهنی  را در بر می گیره که فرد نتواند به خواسته های ذهنی کثیف خودش برسد...
همیشه دیدن فیلم خصوصا فیلمی که در ذهن درست می کنیم تا دیدن واقعیت تفاوتش مثل تفاوت بین طلای واقعی و آهن رنگ طلاست...
دوری از خداوند
تنها چیزی که انسان را از خدا دور می کند گناه است...
زنای ذهن یعنی خدایا این ذهنی پاک و این هدیه تو را که به من دادی با پُر رویی تمام و با نا سپاسی کامل دارم به شیطان با التماس و با بدبختی تمام هدیه میدهم و ادامه این کار یعنی انجام دفعات بعدی زنای ذهن یعنی من نوکر بی اختیار و نوکر مجانی شیطانم...
نزار از چشم خدا بیفتی ها ....
راه هاي کنترل افکار جنسی
تکنيک توقف فکر
هر زمان که افکار مزاحم به ذهن شما آمد، سریع و بدون لحظه ای درنگ به کا دیگری مشغول شوید .در ابتدا اين کار خيلي سخت به نظر مي رسد، اما تکرار آن باعث مي شود که به مرور حواس شما پرت شود. چند نفس عميق بکشيد و به کار عادي خود ادامه دهيد يا اگر امکانش وجود داشت، موقعيت خود را تغيير دهيد يعني اگر نشسته هستيد، بلند شويد وچند قدم راه برويد و بروید در حیاط خانه یا با مادرتان حرف بزنید یا ...
تهيه فهرستي از افکار استرس زا
 روي يک برگه سفيد افکار غيرمنطقي، استرس زا و بي فايده اي را که به عادت تبديل شده و متوقف کردن آن ها براي شما سخت است بنويسيد؛ سپس اين افکار را اولويت بندي کنيد؛ يعني ابتدا آن مواردي را که بيشتر تکرار مي شود به ترتيب بنويسيد و بعد از آن مواردي را که آزاردهندگي بيشتري براي شما دارند يادداشت کنيد و آنها را بشناس و برنامه برای مقابله با آنها داشته باش
نکات دوری از دامن زدن به افکار جنسی
•    تحریک کننده های خود را بشناسید
همیشه فقط خود سکس موضوعی نیست که شما را تحریک کند. بعضی مواقع خستگی و بی حوصلگی مداوم و نداشتن تفریح سالم سبب می شود ذهن برای رفع خستگی به دنبال سرگرمی بگردد و بسیاری مواقع افکار جنسی اولین راه حلی است که یافت می شود و فرد به این صورت تحریک می شود تحریک کننده های مختلفی وجود دارد هر کسی خود بهتر می داند چه چیزی باعث مشغول شدن ذهن او به این مسائل می شود و بهترین راه حل برای جلوگیری از افتادن در دام مسایل جنسی این است که این تحریک کنندها را بشناسید و بدانید چه چیزی باعث می شود فکر شما مشغول گردد، آنگاه باید کاری کنید که کمتر در معرض این عوامل قرار گیرید و به طور طبیعی کمتر تحریک شوید.
•    اراده خود را تقویت نمایید.
اگر واقعا می خواهید از شر مسائل جنسی و فکر کردن بیمار گونه به آن خلاص شوید باید با خود رو راست باشید و به خود تعهد دهید که خود را از درون آزاد نمایید. اعتقادات مذهبی بسیار کمک می کنند و عبادت به فرد احساس آرامش و قدرت بیشتری برای مبارزه با وسوسه ها می دهد یا اگر فرد مذهبی نیستید می توانید حداقل  کنترل تفکرات جنسی را هدف خود قرار دهید به طوریکه این تفکرات شما را از مسیر عادی زندگی منحرف نکنند و زندگی روزمره شما از قبیل درس یا کار را مختل نکند.
جانشين سازي افکار
زماني که فکري به ذهن شما خطور مي کند، از خودتان بپرسيد که اين فکر را با چه افکار ديگري مي توانم جايگزين کنم و يا به گفت وگو با فکرتان بنشينيد. در پايان به شما توصيه مي شود که در اين خصوص حتماً از مشاوره حضوري بهره گيريد؛ از آنجا که ريشه افکار مزاحم اغلب در اضطراب نهفته است و اگر رفع نشود، خداي نکرده به وسواس فکري يا عملي، ترس هاي بيمارگونه، اختلال خواب يا افسردگي تبديل مي شود؛ بهتر است براي پيشگيري، مشاوره خود را آغاز کنيد.
خالی کردن ذهن از مسائل شهوانی
در کنار انجام کارهای خیر و خداپسندانه، شما را در جبران گذشته کمک می کند.قرآن می فرماید: إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئات‏... البته حسنات و نیكوكاري ها، سيّئات و بدكاري ها را نابود مى‏سازد.از خداوند مهربان بخواهيد در پاک کردن آثار رواني اين مساله و در عرصه هاي مختلف زندگي شما را کمک نمايد. بعد از توبه مراقب باشید در دام شیطان نیفتید.

 

 


بررسی بدخیمی‌ها و نقش LDHدر تعیین سرطان

 

LDH يك ماركر تشخيصي ارزشمند در لنفوما، لوكمي و سرطان كولون است. بيماران بر اساس فعاليت اين آنزيم در پروتكول هاي درماني مختلفي طبقه بندي ميشوند. در بيماران مبتلا به سندرم هوچكين و لنفوما با استفاده از اندازه گيري تيميدين كيناز سرم فرد بيمار مرحله تكثير سلولي قابل ارزيابي است. ماركر مهمي كه جديدا بدست آمده كاتپسين D است كه در پيش بيني زناني كه در معرض عود زودرس سرطان سينه هستند كمك كننده است.
 افزايش توتال لاكتات دهيدروژناز را در سرم 65% بيماران با سرطان متاستاز داده به كبد و در 20 تا 60 % بيماران سرطاني كه دچار متاستاز تومور به كبد نشده اند ديده ميشود. در ابتدا اين آنزيم جزء آنزيم هاي مهم در تاييد حضور تومور و يا پيگيري مراحل متاستاز كبد نبوده است. لكن اخيرا استفاده از اين آنزيم در تعيين عود بيماري و استفاده به عنوان ماركري در طبقه بندي بيماران به دوگروه تشخيصي و درماني، مورد توجه قرار گرفته است.
در ملانوما بيماران با افزايش LDH با احتمال 72% عود بيماري خواهند داشت در مقايسه با احتمال 3% در بيماراني كه سطح LDH آنها در رنج نرمال باقي مانده است. محل عمده متاستاز در بيماران با ملانوما و آنزيم افزايش يافته كبد است. در 42 تا 62% بيماران LDH اولين فاكتور تغيير يافته است.
بهبودي كامل در 55% بيماران با لوكمي منتشر بافتي و LDH كمتر از 500 واحد ديده شده در حاليكه در 20% بيماران با سطح بيشتر LDH  بهبودي كامل ديده شد. بهبودي در لنفوماي غير هوچكين در 50% بيماران با سطح LDH كمتر از 250 واحد ديده شده  در مقايسه با احتمال 15 % در بيماران با سطوح بالاتر آنزيم.
آنزیم لاکتات دهیدروژناز (LDH) رایج‌ترین آنزیم در بررسی بدخیمی‌ها است . لوسمی‌های مزمن که به دو دسته CML و CLLتقسیم می‌شوند، قسمت عمده‌ای از اختلالات خونی را تشکیل می‌دهند و CLL جزء بیماریهای لنفوپرولیفراتیو می‌باشد.(2)
بررسی آثار تمرین تناوبی بر سطح لاکتات و فعالیت آنزیم لاکتات دهیدروژناز موش های پیر و جوان بود
تعداد 40 سر موش در دو گروه سنی پیر (سن 27 ماه و وزن 31± 389 گرم) و جوان (سن 3 ماه و وزن 13± 224 گرم) تهیه شده و هر گروه، به طور تصادفی به دو گروه شاهد (10 = n) و تجربی (10 = n) تقسیم شدند. پروتکل تمرینی شامل، 4 دقیقه دویدن و 2 دقیقه استراحت فعال در10وهله تمرینی روی گروه تجربی اجرا شد. این برنامه به مدت 60 دقیقه، 6 جلسه در هفته و به مدت 8 هفته بصورت فزاینده روی نوارگردان انجام شد. موش ها 24 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرینی، با ترکیبی از کتامین و زایلازین بیهوش شدند و خونگیری برای اندازه گیری لاکتات و فعالیت آنزیم LDH، از قلب حیوان انجام شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس یک طرفه و تعقیبی توکی انجام شد این نتایج نشان دهنده افزایش پاکسازی لاکتات بعد از تمرین تناوبی است. به علاوه به نظر می رسد، تاثیر تمرین روی پاکسازی لاکتات در جوانی و سالمندی مشابه باشد. پایش لاکتات جریان خون برای پرسازی مجدد گلیکوژن عضلات و تنظیم PHi یک مزیت مهم است.(3)
اندازه گیری LDH و تفسیر آن در بیماری قلبی(4)
آنزیم لاکتات دهیدروژناز Lactate Dehydrogenase  یا LDH در بسیاری از بافتهای بدن بویژه قلب – کبد – گویچه های سرخ خون – کلیه ها – عضلات اسکلتی – مغز و ریه ها یافت می شود. از آنجائیکه LDH بطور وسیع در سراسر بدن وجود دارد – سطوح LDH توتال بعنوان یک شاخص اختصاصی برای هیچگونه بیماری خاص ارگانی در نظر گرفته نمی شود.
در آزمون  LDH که بطور روزمره از آزمایشگاه ها درخواست می گردد در واقع LDH تام یا Total LDH  اندازه گیری می شود  اما در واقع این آنزیم از پنج ایزو آنزیم تشکیل شده است.
1-LDH اساسا در قلب
2-LDH مشخصا در سیستم رتیکولو اندوتلیال
3-LDH بیشتر در ریه ها و سایر بافتها
4-LDH اغلب در کلیه ها – جفت و پانکراس
5-LDH اساسا در کبد و عضلات مخطط دیده می شود.
در افراد طبیعی 2-LDH بیشترین درصد LDH توتال را تشکیل می دهد.
بیست و چهار تا چهل و هشت ساعت پس از انفارکتوس قلبی  LDH سرم افزایش یافته و در روزهای دوم تا سوم به حداکثر یا  اوج (Peak) خود میرسد و تقریبا روز پنجم تا دهم به میزان طبیعی خود باز می گردد. بدین ترتیب سطوح LDH سرم خصوصا در تشخیص دیرهنگام بیمارانی که دچار انفارکتوس قلبی شده اند مفید است.بعنوان مثال در بیماری که اظهار می دارد چهار روز پیش درد شدیدی در ناحیه سینه داشته است.
در افراد سالم نسبت 1-LDH به2-LDH کمتر از یک است.معکوس شدن این نسبت (Flipped LDH) معمولا دوازده تا بیست و چهار ساعت بعد از انفارکتوس حاد ظاهر شده و تقریبا در هشتاد درصد بیماران تا چهل و هشت ساعت باقی می ماند.
در افرادیکه تنها به آنژین قلبی مبتلا می باشند (بدون انفارکتوس قلبی) احتمالا مقادیر LDH بالا نمیرود.
همچنین سنجش LDH در مواقعی که سنجش CPK-MB به آسانی قابل تفسیر نباشد مفید است.
امروزه سنجش تروپونین قلبی I جایگزین این آزمایش شده است.
بطور کلی همانطور که ذکر شد LDH یک تست بسیار غیر اختصاصی است و یک مقدار غیر طبیعی برای آسیب به هیچ ارگان خاصی – اختصاصی نیست.مقادیر نسبی LDH- SGOT- SGPT- بهمراه CPK ممکن است کلیدهائی را برای منابع افزایش LDH فراهم کنند.
افزایش در هردو آنزیم LDH و CPK بهمراه افزایش بیشتر در SGOT نسبت به SGPT در آسیب عضله قلبی یا اسکلتی رخ می دهد.

...............................................

2. بررسی میزان فعالیت و ارزش تشخیص آنزیم لاکتات دهیدروژناز و ایزوآنزیمهای آن در سرم گروهی از مبتلایان به لوسمی مزمن،محمد رضا شریفی،دانشگاه تربیت مدرس . 1378 . کارشناسی ارشد
3. تاثیر تمرین تناوبی و سن بر سطح لاکتات (La) و فعالیت آنزیم لاکتات دهیدروژناز (LDH) خون موش های صحرایی نر نژاد ویستار  ، الله یار عرب مومنی ، حمید محبی، فرهاد رحمانی نیا، احمد ریاسی، محمد مرندی ،زمستان1393
4. کتاب مرجع تستهای تشخیصی و آزمایشگاهی - بیوشیمی بالینی هنری دیویدسون توسط انجمن کنخ


نقش فناوري اطلاعات در برنامه ريزي های منابع سازمان

 

تعريف سيستم برنامه‌ريزي منابع سازمان براي ERP تعاريف متعددي ارائه شده است که تقريبا همه يک مفهوم را بيان مي‌کنند. براي نمونه در ادامه به چند مورد اشاره مي شود: ERP يک راه حل سيستمي مبتني بر فناوري اطلاعات است که منابع سازمان را توسط يک سيستم به هم پيوسته با سرعت، دقت و کيفيت بالا در کنترل مديران سطوح مختلف سازمان قرار مي دهد تا به طور مناسب فرايند برنامه ريزي و عمليات سازمان را مديريت كنند. ERP ترکيبي از انسان، فناوري و فرايند هاست. يک فرايند پيچيده است که در کشورهاي در حال توسعه مانند چين که داراي سرمايه هاي فراوان و همچنين داراي باز مهندسي (مهندسي مجدد) فرايند کسب و کار زيادي است، توسعه پيدا کرده است . سيستم هاي ERP در واقع نرم‌افزار‌هايي هستند که داده هاي موجود در سراسر يک سازمان را يکپارچه مي‌سازند و در زمان مناسب در اختيار کاربراني قرار مي دهند که به آن نياز دارند. چنين سيستمي به تمامي افراد يک مجموعه اجازه مي دهد تا با هماهنگي با هم کار کنند، حتي اگر ميان آنها مرز هاي جغرافيايي وجود داشته باشد. به اين ترتيب، ERP محيطي براي بهبود عملکرد تجاري و کسب مزيت رقابتي فراهم مي کند.


كاركردهاي سيستم برنامه ريزي منابع سازمان

1- توزيع‌ و فروش: كاركردهاي‌ توزيع‌ و فروش‌ به‌ دو گروه‌ كلي‌ زير تقسيم‌ مي‌شوند:

الف‌ - اتوماسيون‌ نيروي‌ فروش‌: كاركردهايي‌ را براي‌ انجام‌ فرايندهاي‌ فروش‌ - مانند مديريت‌ قرارداد، پيش‌بيني‌ فروش‌ و مديريت‌ سفارش-‌ در اختيار سازمان‌ قرار مي‌دهد تا با ارائه‌ دسترسي‌ بي‌درنگ‌ به‌ اطلاعات‌ فروش، وظايفي‌ چون‌ ورود سفارش، تحويل‌ و صدور صورتحساب‌ و...، همگي‌ بهبود يابند.

ب‌ - مديريت‌ ارتباط‌ با مشتري‌: ارتباطات‌ ميان‌ مشتري‌ و شركت‌ را، شامل‌ انتخاب‌ محصول، خريد، دريافت‌ شكايات، خدمات‌ پس‌ از فروش‌ و بازاريابي،‌ به‌سوي‌ يك‌ سيستم‌ تحت مديريت سوق مي دهد.

2 - برنامه‌ريزي‌ توليد:

اين‌ بخش از نرم‌افزار با كاهش‌ دوره‌هاي‌ برنامه‌ريزي، ارائه‌ اطلاعات‌ به‌روز و افزايش‌ بهره‌وري‌ فرايندهاي‌ كاري، قابليت‌ تحويل‌ سريع‌ را براي‌ موسسه‌ فراهم‌ مي‌كند. يكپارچه‌سازي‌ بخش‌ پشتيباني‌ فروش‌ با ساير بخشهاي‌ زنجيره‌ تامين، اين‌ اطمينان‌ را ايجاد مي‌كند كه‌ كليه‌ تبادلات‌ مربوط‌ به‌ فرايند پشتيباني‌ - از تدارك‌ مواد و انبارداري‌ تا فروش‌ و توزيع‌ - به‌شكلي‌ بهينه‌ تنظيم‌ شوند.

3 - تهيه‌ و تدارك‌ مواد:

بخش‌ پشتيباني‌ تدارك‌ كه‌ بعضاً‌ با عناوين‌ مديريت‌ مواد يا مديريت‌ انبار يا حتي‌ مديريت‌ زنجيره‌ تامين‌ نيز شناخته‌ مي‌شود، دامنه‌اي‌ وسيع‌ از توابع‌ يكپارچه‌ را در اختيار دارد كه‌ سبب‌ بهينه‌سازي‌ خريد، مديريت‌ موجودي‌ و عمليات‌ انبار مي‌شوند.

4 - مديريت‌ سازمان‌ و منابع‌ انساني:

اين‌ نوع‌ كاركرد در برگيرنده‌ توابعي‌ نظير مديريت‌ كاركنان، پردازش‌ وقايع‌ تجاري، پردازش‌ مديريت‌ سازمان، پردازش‌ پرداخت‌ و مديريت‌ حقوق‌ و دستمزد است.
 5- برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ تجاري:

اين‌ بخش‌ در برگيرنده‌ كاركردهاي‌ كنترل‌ ‌هزينه، تحليل‌ سودآوري، حسابداري‌ مركز سود و مديريت‌ هزينه‌‌ ‌ است. ‌بسته‌ به‌ نوع‌ موسسه، كنترل‌ هزينه‌ محصول‌ شامل‌ دو فرايند هزينه‌يابي‌ سفارش‌ محصول‌ و كنترل‌ موجودي‌ هزينه‌ است. هزينه‌يابي‌ محصول، دربردارنده‌ تخمين‌ هزينه‌هاي‌ مواد يا هزينه‌هاي‌ موجودي، پيش‌ از به‌جريان‌ افتادن‌ يك‌ سفارش‌ ساخت‌ است..
مزاياي پياده سازي سيستم برنامه ريزي منابع سازمان


نخستين مزيتي که در کوتاه مدت و پس از پياده سازي مي توان انتظار داشت، کاهش هزينه هاي عملياتي نظير کاهش هزينه هاي کنترل موجودي انبار، هزينه توليد، هزينه عمليات حسابداري و ثبت وقايع مالي، هزينه هاي بازاريابي و پشتيباني است. از ديگر مزاياي به كارگيري ERP مي توان به موارد زير اشاره كرد:

1_ ايجاد يكپارچگي سازماني از بعد اطلاعاتي و افزايش سازگاري در اطلاعات موجود در سازمان.

2_ پياده سازي برنامه ريزي منابع سازمان با ايجاد ستون فقرات قوي از انباره داده‌ها. اين سيستم دسترسي بهتر و سريعتر به داده‌ها را براي مديريت امکان پذير مي‌سازد و به اين ترتيب مدير مي تواند براي تصميم‌گيري بسرعت به اطلاعات مورد نياز خود دسترسي داشته باشد.

3_ افزايش شفافيت و ردگيري فرايند توليد براي مشتري، افزايش قابليت متناسب سازي براي مشتري و تطبيق بيشتر با نيازهاي وي و افزايش رضايتمندي مشتري در تمام فرايندهايي که وي با آنها درگير است، از لحظه سفارش تا دريافت و حمل و نقل محصول از مزاياي ديگر آن است.

4 _ مهمترين مزيت برنامه ريزي منابع سازمان بهبود هماهنگي بين بخشهاي سازمان و افزايش کارايي فرايندهاست.

5_ استاندارد سازي فرايندهاي سازماني بر اساس بهترين تجربياتي كه شركتهاي عرضه كننده نرم افزار از سازمانهاي مختلف به دست آورده اند.

6_ امکان و يا تسهيل توسعه سيستم ها و فناوري هاي جديد از جمله توليد بهنگام، و ... .

7_ توسعه زيرساختهاي لازم به منظور وارد شدن به بحث بازرگاني الکترونيک. 8_ پشتيباني از برنامه ريزي استراتژيک از مزيتهاي ديگر است.


اسطوره های کارآفرینی (باورهای غلط پیرامون کارآفرینی)

 

اسطوره های کارآفرینی (باورهای غلط پیرامون کارآفرینی)

با گذشت سالها از طرح مفهوم کارآفرینی، اسطوره های فراوانی در باره‌ی این مفهوم پدید آمده است. این اسطوره ها نتیجه فقدان پژوهش در باب کارآفرینی هستند. همان طور که بسیاری از پژوهشگران متذکر شده اند، مطالعه کارآفرینی هنوز در حال انجام است و از این رو، عامه مردم همچنان به آنها باور خواهند داشت تا اینکه یافته های پژوهشی معاصر بر آن ها خط بطلان بکشد. 10 مورد از مهم ترین اسطوره ها را با قدری توضیح در رد هر کدام در زیر خواهیم آورد.
اسطوره 1 : کارآفرینان اهل عمل هستند نه اهل اندیشه
گرچه این نکته که کار افرینان میل به عمل کردن دارند صحت دارد، اما آنها اهل تفکر نیز هستند. در حقیقت، آنها غالباً افرادی بسیار روشمند هستند که حرکات خود را به دقت طرح ریزی می‌کنند. امروزه تاکید بر ایجاد طرحهای تجاری روشن و کامل شاخصی است که نشان میدهد کارآافرینان اندیشمند به اندازه کارآفرینان عمل کننده اهمیت دارند.
اسطوره2: کارآفرینی ذاتی است، اکتسابی نیست.
این ایده که خصوصیات کارآفرینی را نمی توان تعلیم داد یا تعلم نمود یا این که آن ها جزء صفات ذاتی و مادر زادی هستند، مدتهاست که جا افتاده است. این صفات عبارتند از پرخاشگری، ارائه راهکارها، نیروی پیش رانه، اشتیاق در ریسک کردن، توانایی تحلیل و مهارت در برقراری روابط انسانی. ولی امروزه شناخت کارآفرینی به عنوان یک علم به رد این اسطوره کمک کرده است. کارآفرینی همچون کلیه علوم دیگر، دارای مدلها، فرایندها و موارد مطالعاتی است که مطالعه و بررسی در خصوص این مبحث را مسیر می‌سازد.
اسطوره3: کارآفرینان همان مخترعین هستند.
این عقیده که کارآفرینان مخترعین هستند نتیجه درک غلط و کوته بینی است. گرچه بسیاری از مخترعین، کارآفرین نیز هستند، کارآفرینان متعددی انواع فعالیت های نوآورانه را انجام می‌دهند. برای مثال، رای کراک امتیاز فروش مواد غذای حاضری را ابداع نکرد ولی عقاید خلاقانه وی مک دونالد را بزرگترین شرکت غذای حاضر در سراسر دنیا ساخت. برداشت معاصر از کارآفرینی چیزی بیش از خلاقیت و نوآوری را در بر می‌گیرد. چنین برداشتی نیازمند درک کامل از رفتار خلاقانه در تمام اشکالش است.
اسطوره4: کارآفرینان وصله های ناجور علمی و اجتماعی می باشند.
این باور که کارآفرینان بی لیاقتان دانشگاهی و اجتماعی هستند بر اثر مشاهده برخی از صاحبان مشاغل است که پس از اخراج از محل تحصیل یا ترک کسب، شرکت های موفقی را تاسیس کرده اند. اما امروزه کارآفرین به عنوان یک قهرمان اجتماعی، اقتصادی و دانشگاهی شناخته می‌شود و به کارآفرین نه به چشم یک بی لیاقت بلکه به عنوان یک حرفه ای نگاه می‌شود.
اسطوره 5: کارآفرینان باید ویژگی های خاص یک کارآفرین را دارا باشند.
بسیاری از کتابها و مقالات فهرست بلند بالایی از خصوصیات کارآفرینان موفق را ارائه می‌کنند. این قبیل لیستها نه تایید شده هستند و نه کامل. آنها مبتنی بر مطالعات موردی و پژوهش‌های صورت گرفته در میان افراد موفق است. امروزه به این مطلب پی برده ایم که تدوین یک شرح حال استاندارد برای کارآفرینی امری دشوار است. محیط، مخاطره کردن و کارآفرین اثرات متقابل بر یک دیگرند، که این اثرات به انواع متفاوت شرح حال کارآفرینان منتج می‌شود. مطالعات معاصری که در دانشگاه‌های سرتاسر ایالات متحده انجام می‌شود، در آینده شناختی دقیق تر نسبت به شرح حال های متفاوت کارآفرینان فراهم خواهد آورد. در واقع یک «چشم انداز کارآفرینانه» در میان افراد، از یک شرح حال خاص، قابل درک تر است.
اسطوره 6: تمام نیاز کارآفرین پول است.
این حقیقت است که اقدام به یک کار مخاطره آمیز برای بقاء احتیاج به سرمایه دارد. این امر نیز درست است که تعداد بسیار زیادی از شکستهای شغلی بر اثر فقدان پشتیبانی مالی مناسب رخ می دهد. اما داشتن پول تنها محافظ در برابر شکست نمی باشد. غالباً ناکامی بر اثر فقدان تاُمین مالی مناسب نشانگر سایر مشکلات بدین شرح است: عدم صلاحیت مدیران، فقدان درک مسائل مالی، سرمایه گذاری ناچیز، طرح ریزی ضعیف و نظیر آن. بسیاری از کارآفرینان موفق هنگامی که اقدام به انجام کارهای مخاطره آمیز می‌کنند بر فقدان پول فائق می آیند. برای چنین کارآفرینی پول یک منبع است ولی هرگز یک هدف اصلی نیست.
اسطوره 7: تمام نیاز کارآفرینان خوش شانسی است.
کارآفرینان آماده ای که در پی فرصتها هستند در هنگام رو به رو شدن با موقعیتها غالباً خوش شانس به نظر می آیند. در حقیقت آنها برای درگیر شدن با موقعیتها و تبدیل آنها به موفقیت از آمادگی بیشتری بر خوردار می باشند. آنچه که حقیقتاً باعث می‌شود یک فرد خوش شانس به نظر برسد عبارت است از آمادگی، عزم راسخ، آمال و آرزوها، دانش و خلاقیت.
اسطوره 8: برای کارآفرینان بی اطلاعی نعمتی است.
این اسطوره که طرح ریزی و ارزیابی بیش از حد منجر به یکسری مشکلات دائم می‌شود- یعنی تحلیل مفرط به فلج شدن منتهی می گردد- در بازار های رقابتی امروزه که نیازمند برنامه ریزی دقیق و آمادگی می باشد جایی ندارد. فاکتور های کلیدی برای موفقیت کارآفرینی عبارتند از : شناسایی نقاط قوت و ضعف عمل مخاطره آمیز، تدوین یک برنامه زمان بندی شده مشخص با در نظر گرفتن احتمال حل مشکلات، و به حداقل رساندن این مشکلات از طریق تنظیم یک راهبر دقیق. بنابرین طرح ریزی دقیق- و نه بی اطلاعی از آن- علامتی از موفقیت یک کارآفرین است.
اسطوره 9: کارآفرینان در جستجوی موفقیت، لزوما شکستهای زیادی را تجربه می‌کنند.
این یک واقعیت است که بسیاری از کارآفرینان قبل از آنکه موفق شوند از شکستهایی رنج می برند. اما آنها در واقع از این ضرب المثل انگلیسی پیروی می‌کنند که: «اگر در اولین بار موفق نشدی، دوباره و دوباره سعی نکن.» در حقیقت نا کامی، می تواند درسهای زیادی به آنانکه دوست ندارند بیاموزند، بیاموزد و غالباً آنها را به موفقیتهای آتی رهنمود سازد. لیکن برای موفقیت در کارآفرینی، لزوما شکست وجود ندارد.
اسطوره 10: کارآفرینان حد نهایی خطر پذیران هستند.
مفهوم ریسک بخش عمده ای از فرایند کارآفرینی است. بنابراین نگرش عمومی اکثر کارآفرینان از ریسک تحریک شده است. علیرغم اینکه ممکن است چنین به نطر آید که یک کارآفرین در حال قمار کردن با یک شانس وحشتناک است، حقیقت این است که معمولاً کارآفرین براساس یک ریسک معقول یا حساب شده عمل می کند. کارآفرینان غالباً موفق، به وسیله برنامه ریزی و آمادگی تلاش می‌کنند تا به منظور کنترل بهتر سرنوشت خودشان میزان ریسک موجود را به حداقل برسانند. این 10 اسطوره ارائه گردید تا زمینه ای برای تفکر جاری معاصر در خصوص کارآفرینی فراهم آورد. با دوری جستن از «فرهنگ عامه»، می توانیم بنیادی برای پژوهش‌های نقادانه تئوریهای معاصر و فرایندهای کارآفرینی بسازیم.


انواع کارآفرینی


منبع: مقيمي، سيد محمد، 1383، کارآفريني در نهادهاي جامعه مدني، انتشارات دانشگاه تهران.
1. کارآفرین فردی : (Individual Entrepreneurship)
تشخيص اينكه كارآفرينان چه كساني هستند و بايد چه كاري انجام دهند تا كارآفرين ناميده شوند، نقطه ثقل مباحث متعددي بوده است. در حقيقت اكثر افرادي كه كارآفرين ناميده مي شوند، خودشان را شايسته اين نام مي دانند. يك كارآفرين ايالات مركزي امريكا كه در برابر گروهي از كارآفرينان آينده سخن مي گفت تا آنجا پيش رفت كه بيان كرد هيچ چيزي به عنوان كارآفرين وجود ندارد. دليل اين امر ريشه در اين تعريف ساده دارد كه كارآفريني مفهومي ساده نيست. كارآفريني مشكلهاي بسياري دارد و مشخص كردن اين امر كه وظيفه يك كارآفرين چيست، واقعاً دشوار است. مخترعان، وكلا، تجار، آموز ش دهندگان و پزشكان همه مي توانند كارآفرين باشند. اگر توجه ما از اينكه كارآفرين كيست به اين منتقل شود كه كارآفرين چه كاري انجام مي دهد آنگاه تعريف كارآفريني روشنتر مي شود. رونستات فرآيند كارآفريني را ايجاد ثروت مي داند. با اين تعريف وظيفه شناخت يك كارآفرين به مراتب ساده تر مي‌شود. كارآفرين فردي است كه يك سازمان مستقل را تاسيس يا اكتساب كرده يا نمايندگي آن را كسب مي كند. در همين راستا عبارت كليدي حاصل از اين تعريف سازمان مستقل است .
دليل نيز آن است كه در اين تعريف تمركز اصلي بر اين مسأله است كه ثروت چگونه در سيستم اقتصادي سازمان هاي موجود خلق مي شود؟
2. کارآفرین درون سازمانی : (Intrapreneurship) :
گيفورد پينكات در كتاب اشکال کارآفرینی مفهوم كارآفريني در سازمان ها را مطرح كرد. در كارآفريني درون سازماني كارآفرين به فردي اطلاق مي شود كه در سازمان ها فعاليت مي كند. لازم است كه دو حقيقت مهم درباره كارآفريني در سازمان ها در اين مبحث مورد اشاره قرارگيرد. نخست آنكه فرايند مورد توجه يك كارآفرين سازماني با فرآيند مورد توجه كارآفرينان مستقل تفاوت دارد. درست است كه مفهوم كارآفريني در سازمان ها گسترده است اما يك كارآفرين مستقل در بازارهاي اقتصادي گسترده تر و انعطا ف پذيرتر فعاليت مي كند. اين تفاوت براي هر نوع شيوه و شكل كارآفريني محاسن و معايب خاصي را به دنبال دارد.  دوم آنكه كارآفريني درون سازماني در سازماني رخ مي دهد كه مانع از كارآفريني مي گردد. به عبارت ديگر بسياري از سازمانها در ايجاد محيطي براي كارآفريني ناتوان هستند. كارآفرينان مجبور هستند تا موفقيت را در ميان افرادي بيابند كه حاضر نيستند به آنها كمك كنند يا واقعاً نمي خواهند موفقيت آنان را شاهد باشند. بنابراين كارآفرينان سازمان ها افرادي هستند كه اغلب در فعاليتهاي كارآفريني سازمانها و  بدون حمايت سازمانشان درگير هستند. البته اين فقدان حمايت موضوع مهمي نيست اگر مديريت بتواند فرآيندها و رفتارهاي مناسبي را در يك سازمان ايجاد كند، كارآفرينان سازمان ها مي توانند در محيط مناسبي فعاليت كنند. كارآفرين سازماني را مي توان خلق، تقويت، اداره و حمايت كرد.
3. کارآفرین سازمانی : (Organizational Entrepreneurship) :
شومپيتر مي‌گويد:  نيازي نيست كه كارآفريني يك كار فيزيكي خاص باشد.  هر محيط اجتماعي روش خاص خود را براي كارآفريني دارد. يك سازمان مي تواند محيطي را فراهم آورد كه در آن تمام اعضا بتوانند در انجام امور كارآفريني شركت كنند.  افراد بسياري كه سازمان ها را رها كرده و خودشان سازمان جديدي تاسيس مي كنند، نمايانگر آنند كه اكثر سازمان ها قادر نيستند محيطي را براي كارآفريني خلق كنند.  البته برخي افراد فقط براي تاسيس يك سازمان جديد سازمان خود را ترك مي كنند و شرايط محيطي داخل سازمان اهميت چنداني برايشان ندارد. اما بسياري از افراد در صورت وجود حمايت متناسب در سازمان مي مانند. سازماني كه چنين محيط داخلي را خلق مي كند سازماني كارآفرين تلقي مي شود. البته حضور كارآفرينان در سازمان‌ها منعكس كننده كارآفرين بودن يك سازمان نيست .
منبع: دونالد.اف، 1952، نگرشی بر کارآفرینی معاصر، جلد اول، ترجمه ابراهیم عامل محرابی.


ماهواره ها و رسانه های غربی و فضای مجازی براي ازبين بردن آرامش خانواده ها

 

یکی از مهمترین و آشکارترین پیامدهای منفی فیلم ها و برنامه های شبکه های ماهواره ای،افزایش خشونت در جامعه است. تحقیقات مختلف روانشناسی با محوریت نظریه یادگیری مشاهده ای آلبرت بندورا نشان داده اند مشاهده صحنه های خشونت آمیز، گرایش به پرخاشگری را در بینندگان آن بالا می برد و این در حالی است که حجم قابل مشاهده برنامه های ماهواره ای به فیلم های سینمایی و سریال هایی اختصاص دارد که در آن صحنه های خشونت آمیز به طور مکرر تکرار می شود. سهل و آسان نشان دادن کشتار و قتل و هرگونه جنایت با سلاح سرد و گرم، ترس بیننده را فرو می ریزد؛ در واقع هنگامی که بیننده ساعت های متوالی، چنین برنامه هایی را می بیند، گویا در کلاس آموزشی ترویج خشونت قرار گرفته است. این تاثیرپذیری بر روی کودکان و نوجوانان بیشتر و قابل تامل تر است.
دومین اثر ماهواره بلوغ زودرس و دسترسی سریع به اطلاعات جنسی اکثر سریال ها و برنامه های ماهواره ای به راحتی و بدون هیچ سانسوری، مسائل جنسی را مطرح می کنند و نمایش می دهند. این شیوه ارائه اطلاعات حتی در آگهی های بازرگانی ماهواره ای نیز به وفور دیده می شود. متاسفانه بارها مشاهده شده فرزندان کوچک خانواده نیز بدون هیچ محدودیتی و در کنار والدین خود به تماشای این صحنه ها پرداخته اند و این در حالی است که هیچگونه ظرفیتی برای پذیرش اینگونه اطلاعات ندارند، در نتیجه تحت تاثیر آن قرار می گیرند. بلوغ زودرس یکی از نتایج منفی این مسئله است. الگوگیری و تکرار اعمال مشاهده شده با فرزندان کوچکتر نیز، بارها به علت همین مسئله گزارش شده است.
سومین خطر ماهواره باورهای غلط درباره مسائل عاطفی و جنسی تبلیغات غلط و غلو شده در شبکه های ماهواره ای که دائما بر توانایی های جنسی افراد مجرد و متاهل تاکید می کنند، می تواند زمینه ساز شکل گیری باورهای غلط و کسب اطلاعات نادرست در زمینه مسائل جنسی افراد شود. این برنامه ها و تبلیغات که هدفی جز فروش محصولات خود ندارند، باعث شده اند بسیاری درباره چگونگی و توانمندی های جنسی خود شک کنند و در پی درمان های نادرست بروند. از سویی اطلاعاتی که برنامه های ماهواره ای درباره چگونگی روابط عاطفی در سریال ها و فیلم های خود نشان می دهند، باعث شکل گیری سبک های نادرست ارتباطی بین جوانان می شود.
چهارمین اثر ماهواره فراهم سازی گسست و درگیری بین نسلی تاثیر برنامه های ماهواره ای بر روی فرزندان خانواده ها یا همین نوجوانان و جوانان بیشتر است، به طوری که این گروه زمان بیشتری را صرف تماشای برنامه های ماهواره ای می کنند. این برنامه ها ارزش ها، باورها، تصورات، انتظارات و جهت گیری های ارزشی متفاوتی را تبلیغ و عرضه می کنند که باعث می شود به مرور زمان فاصله روانی بین والدین و فرزندان بیشتر و بیشتر شود و به انقطاع یا گسست نسلی بینجامد. البته در پرونده شماره 68 سپیده دانایی گفته شد بروز شکاف بین نسلی در بستر رشد، پیشرفت و تجارب متفاوت، اجتناب ناپذیر است و حتی زمینه ترقی و تعالی را فراهم می کند اما گسست و درگیری بین نسلی شدیدتر خواهد بوده و می توان آن را تا حدودی منفی ارزیابی کرد؛ زیرا در این وضعیت غالبا نوجوانان و جوانان می کوشند آخرین پیوندهای وابستگی خود را از والدین یا نسل بالغ بگسلند و اغلب در این راه به گردنکشی و طغیانگری می پردازند. خلاصه آن که در یک گسست نسلی به جای تعامل بر سر ارزش ها جنگی تمام عیار شکل می گیرد. اختلافات و درگیری های شدید بین فرزندان و والدین، ترک منزل بدون اطلاع، حرمت شکنی ها و ... نتیجه این فرایند است.
نکته :
آسیب‌های مرتبط با فناوری‌های جدید است كه آسیب‌های ناشی از استفاده از ماهواره، بازی‌های رایانه‌ای، تلفن همراه و اینترنت می‌توانند در این مجموعه قرار گیرند و می‌تواند زمینه‌ساز نوع جدیدی از آسیب‌ های اجتماعی و روانی باشد. حریم خصوصی افراد آن قدر اهمیت دارد كه احترام به آن در قرن حاضر از مرزهای سنتی دین و اخلاق فراتر رفته و در بیشتر كشورهای جهان ضمانت قانونی پیدا كرده است، اما شئون انسانی و اهمیت حفظ آن در فضای مجازی و امنیت اطلاعات مبادله شده با چالش‌هایی مواجه شده و سلامت اخلاقی و حتی جسمانی كودكان و نوجوانان در جامعه به مخاطره افتاده است.
اكثر والدین نیز به دلیل عدم آشنایی با اینترنت و ظرفیت‌های آن و شبكه‌های اجتماعی فضایی و فناوری‌های نوین ارتباطی، از رفتارهای آنلاین فرزندانشان در فضای مجازی اطلاعی ندارند. همین مسأله راه را برای صیادان اینترنتی باز می‌كند تا راحت تر بتوانند طعمه‌های خود را از میان افرادی انتخاب نمایند كه به نوعی دچارانواع آسیب های اجتماعی هستند و بدون در نظر گرفتن تهدیدات و معایب این فضا به دنبال تفریح در آن هستند.
فضای مجازی همچنین فضایی محدود به افكار كاربران آن است كه به دلیل ناشناس بودن فرستنده و گیرنده پیام، امكان سواستفاده طرفین از هم افزایش می‌یابد.
کاهش تعاملات واقعی شاید بارها پیش بیاید در خانه مشغول تماشای برنامه های ماهواره ای هستیدو عملا ورود، خروج یا صحبت های سایر اعضای خانواده خود را متوجه نمی شوید. این مسئله یکی از آسیب زاترین پیادهای استفاده مفرط از برنامه های تلویزیونی و ماهواره ای است که باعث می شود، ارتباط برقرار کردن و تعاملات بین خانوادگی و حتی دوستان خودرا در اولویت دوم قرار دهیم و زمان بیشتری را به تماشای برنامه های مختلف بپردازیم. این مسئله خود به مرور باعث ایجاد فاصله روانی بین همسران، فرزندان، والدین و دوستان می شود.
وابستگی و اتلاف وقت برنامه های ماهواره ای چنان با جذابیت و تنوع همراه می شوند که همه سعی خود را بر میخکوب کردن و یکجا نشاندن بیننده خود می کنند. این تنوع، سرگرمی و جذابیت باعث می شود برخی افراد تا ساعت ها، زمان خود را برای تماشای برنامه های مختلف ماهواره ای اختصاص بدهند که نتیجه ای جز اتلاف وقت ندارد و حتی گاهی باعث ایجاد وابستگی می شود؛ به طوری که اگر زمانی فرد نتواند یک برنامه را به هر دلیلی مشاهده کند، دچار احساسات منفی می شود و دائما در پی رفع آن دلیل خواهد بود، انگار نبض زندگی او با نبض ماهواره، گره خورده است.










آسیب های اجتماعی

 

آسيب اجتماعى به نوعى عمل فردى يا جمعى گفته مى‌شود که در چهارچوب اصول اخلاقى و قواعد جمعى به صورت رسمى يا غير رسمى مورد رعايت قرار نگيرد و در نتيجه با منع قانونى يا قبح اخلاقى جامعه روبرو مى‌گردد
بنا به اين تعريف، چون حجاب اسلامى در چهارچوب اخلاق دينى قرار مى‌گيرد. عدم رعايت آن نوعى آسيب اجتماعى ساده تلقى مى‌گردد. اين آسيب خود داراى مراتب و دسته‌بندى‌هاى خاصى است..
با کمال تأسف، همزمان با گام نهادن بشر به سکوی فن آوری بر مغز واراده بشر،آسیب های اجتماعی نیز شکل تازه به خود گرفت  زن که مظهر عفاف، حیا وعشق ورزی به قداست وپاکی، مام بشریت محسوب می شد وتداعی صفات فرشتگان درروی زمین وکانون گرم خانواده می نمود، به عنوان ابزاری بی مقدار در سراشیبی سقوط  قرار گرفت وکرامت ذاتی اش زیر غباری از غفلت وفراموشی مدفون شد.
ازآن پس، اساس ازدواجها درهم ریخت ونظام های دقیقی که در طول قرنها زندگی آدمیان برای اداره وبقای خانواده ونیز روابط انسانی میان زن ومرد، وضع شده بود یکباره فروریخت واز ارزش واعتبار زن، درنظر مردانی که برای وصول به کعبه وجود زن، حریمی ملکوتی ساخته بودند، کاسته شد تا آنجا که آنچه ازبدی، گناه، عصیان، خیانت، کم ارادتی وتجاوز به زن ومقام شامخ او بود، درحق او روا داشتند.
اختلالات عصبی روانی، طلاق ،شیوع انحراف جنسی، سلب امنیت زنان،  بیشترین آسیب‌های اجتماعی زنان است   این دسته از آسیب‌ها اغلب با سایر آسیب‌ها در ارتباط نزدیک هستند و گاهی حتی موجب بروز مشکلات جدی می‌شوند. مثل بیماری ایدز که با انحرافات جنسی ارتباط نزدیک دارد.
مبارزه با این دسته از آسیب‌ها در برخی موارد نیازمند تغییرات اساسی اجتماعی است و لازم است تحولاتی کلی و برنامه‌ریزی‌های دقیقی جهت رفع آنها صورت گیرد و این تغییرات با ارائه آموزش‌های وسیع اجتماعی برای افراد و خانواده‌ها و رفع عوامل بنیادی امکانپذیر خواهد بود. يکي از برنامه‌ ها مسأله حجاب و عفاف بوده است و خالق بشر که بر تماي اسرار و رموز آفرينش، عالم خبير است، زيبايي، امنيت، رشد و تعالي انسان ها به خصوص زن را در عفاف و حجاب دانسته است،زیرا عفاف وحجاب تاثیر فراوانی بر کاهش  آسیب‌های اجتماعی  دارد
روابط بين دختر و پسر
سه نوع روابط بین دختر و پسر وجود دارد:
1-اولین گروه از روابط دختر و پسر، گروهی که بدون شناخت از مهارتهای ارتباطی و صرفاً با انگیزه های عاطفی، احساسی و البته با هدف ازدواج وارد عرصه روابط با جنس مخالف شده و با انگیزه‌ی شناخت بیشتر و آمادگی بهتر برای زندگی برتر! بر گستره و گرمی روابط می افزایند. و در این مسیر دیدارهای روزانه، گفتگوی تلفنی شبانه، پیامک‌های مستمر عاشقانه! و آرزوها و رؤیاهای کودکانه همه ذهن و زندگی دو طرف بخصوص، دختران را که عاطفی‌تر و زود باورترند را در برگرفته و در توهماتی افسانه ای فرو می غلتند. اما دیری نمی پاید که واقعیت ها چهره خشن خود را نمایان ساخته و واقعه تلخ مذکور بارها و بارها تکرار می شود. فرایند معیوب مذکور زمانی رخ می دهد که دختر و پسر می توانند بدون طی کردن راههای پرخطر، بعد از تحصیل شرایط ازدواج، از طریق یک رابط واسط مجرب و متعهد که ازدواج کرده و در روابط زناشویی، فردی موفق و خوشبخت می باشد استفاده کرده و به راحتی می توانند فرد را هم تا حدّ هشتاد درصد شناسایی کنند. بدون اینکه دامنه حرارت علاقه و شور و هیجان ارتباط بین آنها گسترش یافته و دلبستگی موجب به حاشیه رانده شدن عقل در تصمیم گیریها شود؛ همسر آینده خود را بهتر و دقیق مورد شناسایی قرار دهند. البته بعد از شناخت کلیات و تأیید رابط و واسط و خانواده شان، در نشست ها و روابط سالم و آشکار (و نه پنهان) در منزل و منظر والدین دختر، جزئیات هم روشن شده و گام های محکم و مطمئن خود را به سوی ازدواجی پایدار و ماندگار و عشقی مبتنی بر عقل (و نه احساسی ناپایدار و کودکانه) بر می دارند.
2- گروه دوم روابط دختر و پسر، دختران و پسرانی هستند که نه برای ازدواج که صرفاً برای به اصطلاح دوستی و گذران اوقات فراغت و ارضاء نیازهای عاطفی خود و کسب تجربیاتی نو و تزریق شور و نشاط و هیجان به زندگی تکراری، به طرح دوستی و رابطه می پردازند.
این گروه ممکن است روزهای آغازین نسبتاً خوشی را با هم سپری کنند. اما وابستگی و علاقه ی توأم با تماسهای تلفنی، پیامک های مهیج و گفتگوها و دیدارهای پرخاطره تبادل هدایا و احساسات، این دوران را به فرآیندی غیرقابل بازگشت تبدیل نموده و دختر و پسر بدون تماس با یکدیگر (به شکل‌های مختلف) دچار نوعی احساس کمبود، کلافگی، بی حوصله شده و استرس و اضطراب و نگرانی، خوراک روزانه شان می شود.
برای مثال،پسر جوانی بعد از مواجه شدن با مخالفت والدین دوست دخترش برای ادامه ارتباط و انجام ازدواج با پاشیدن اسید به روی دختر ساده لوح (که او را عاشق خود می دانست) زندگی و زیبایی او را لگدمال کرد.
این گروه بدلیل غیر همجنس بودن نمی توانند برای همیشه دوستی خود را ادامه بدهند. چرا که بعد از ازدواج پسر یا دختر با فرد دیگری، قطع رابطه قطعی شده و طرفی که شاهد این ازدواج است، دنیایی پر از درد و حسرت و اندوه و احساس حقارت خواهد داشت. و آنکه ازدواج می کند، گاهی همسرش را با دوست غیرهمجنس خود مقایسه نموده، بین آن رؤیاهای شیرین و این واقعیت های نسبتاً تلخ و گزنده، گرفتار شده و زندگی را بر خود و همسرش تیره و تاریک نموده و با مرگ عاطفی(طلاق غیررسمی) هم آغوش می شوند.
3- گروه سوم از روابط دختر و پسر، دختران و پسرانی هستند که دوران خوش دوستی های قبل از ازدواجشان بسیار وحشتناک‌تر و سیاه‌تر به پایان می رسد


نقش پدر در تربیت دختر

 

 

 

 

 

تربیت فرزند اعم از پسر و دختر، بیش از آن که بر عهده پدر خانواده باشد، بر دوش مادر است. مادر، نقش بسیار مهمی در تربیت فرزندان دارد. بیشترین زمان را با فرزندان سپری می کند و رفتارهایش روی آنها تاثیر مستقیم می گذارد.
اما نباید فراموش کرد که پدر نیز، در امر خطیر تربیت می تواند و باید اثر گذار باشد. با اینکه بار اصلی تربیت را مادر به دوش دارد، اما نمی توان تاثیرات پدر را بر تربیت فرزندان انکار کرد.به طور معمول، شاید پدر بیشتر این امکان را داشته باشد که پسرش را با خود همراه کند و تاثیر بیشتری بر او داشته باشد. اما نباید از نقش تربیتی او در مواجهه با دختر غفلت کنیم. دخترها طبیعتا روحیه ای حساس تر و شکننده تر دارند و مادران، معمولا با توجه به این روحیه با آنها برخورد می کنند که شاید همین امر موجب تشدید شدن این روحیه می شود و در نهایت، دختر تبدیل به زنی حساس و غیر منطقی شود. اما اگر پدر بتواند با دید درست و اصولی، از همان سنین کودکی با دخترش تعامل داشته باشد، می تواند روحیه احساساتی و لطیف او را تا حدی به اعتدال برساند و در این صورت است که دو کفه ترازو- منطق و احساسات- هم وزن و هم سنگ در کنار هم رشد خواهند کرد.
به عنوان مثال بعضی از بازی های مردانه و کمی خشن که پدر با دختر انجام می دهد و مورد انتقاد مادر است، می تواند مهارت های دفاعی دختر را افزایش دهد. بعضی از این بازی ها می توانند روحیه استدلال و منطق پذیری دختر را افزایش دهند.
و نکته مهم دیگری که می توان در این ارتباط به آن اشاره کرد این است که اگر پدر بتواند دخترش را از مهر و محبت اشباع کند ، آن دختر در سنین نوجوانی و جوانی، نیاز های عاطفی اش را بیرون از خانه جستجو نخواهد کرد.