close
تبلیغات در اینترنت
نیکی به پدر و مادر

نیازهای اساسی روز

ارسال لینک

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
سفارش آنلاین 0 4 hamed6314
تایپیست آنلاین (24 ساعته) 0 5 hamed6314
سفارش تایپ آنلاین 0 19 hamed6314
سفارش آنلاین طراحی(24 ساعته) 0 17 hamed6314
سفارش آنلاین (24ساعته) 0 16 hamed6314
شهید علیرضا طالبی گنجه ای 0 38 hamed6314
اهمیت انگیزش دریادگیری 0 31 hamed6314
آموزش کنترل خشم کودکان 0 28 hamed6314
شهید چمران 0 29 hamed6314
جوان و بحران هويت 0 21 hamed6314
وظايف ما در برابر برداشت‌هاي خام کودکان 0 20 hamed6314
ويژگي هاي دوران جواني و ضرورت تربيت ديني 0 16 hamed6314
ویژگی های اخلاقی و تربیتی جوان از دیدگاه رهبری 0 15 hamed6314
تعریف جوانی 0 44 hamed6314
دوست داشتن مقدس و نامقدس 0 10 hamed6314
تعریف جنگ نرم 0 12 hamed6314
چند روش ساده برای ایجاد اوقات خوش در خانواده با کودکان و بیان مشکلات کودک توسط خودش 0 14 hamed6314
خانواده ،نقش،انواع آن 0 14 hamed6314
زندگی برای چی؟ 0 7 hamed6314
ضد دعوا (راهکارهای ایجاد صمیمیت بین زن و شوهر) 0 16 hamed6314
کارمندیابی 0 17 hamed6314
مزایا و معایب دولت الکترونیک 0 125 hamed6314
تعريف سيستم اطلاعاتي مديريت 0 13 hamed6314
تمركز بر سيستم پشتيباني تصميم گيري 0 19 hamed6314
ابعاد دولت الکترونیک 0 14 hamed6314
راهکارهای با حجاب کردن دختر ها 0 15 hamed6314
نقش عفاف و حجاب در روحیه دخترها 0 13 hamed6314
دلایل ناموفقی در سعادت خانواده 0 21 hamed6314
کاربرد های سیستم Gis 0 29 hamed6314
تعریف Gis 0 19 hamed6314

پدر و مادر (ضرورت احترام به پدر و مادر)

ضرورت محبت به والدین

نتیجه تصویری برای ضرورت محبت به والدین
محبت و مهربانی با پدر و مادر، امری است که عقل و شرع به ضرورت آن اقرار می کنند. خداوند مهربان در قرآن مجید می فرماید: وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ (اسراء: 24) از روی محبت و مهربانی، بال فروتنی را برای پدرو مادرت فرود آور.

بی تردید، اگر انسان به زحمت ها و رنج های بی شائبه والدین توجه کند، هرگز نیکی های آنان را از یاد نمی برد. امام زین العابدین علیه السلام می فرماید: حق مادرت آن است که بدانی، او به گونه ای تو را حمل کرد که هیچ کس کسی را چنین حمل نکرده است و چنان ثمره ای از قلبش را به تو داده است که هیچ کس به کسی نمی دهد. او با جوارحش تو را حفظ کرده و هراسی از آن نداشته است که با وجود گرسنگی، تو را سیر و با وجود تشنگی، تو را سیراب کند و تو را بپوشاند. در حالی که خود برهنه است، خویشتن را در آفتاب، سایبان تو سازد و از برای تو از خواب دست کشد و تو را از گرما و سرما حفظ کند تا برای او باقی بمانی و تو نمی دانی سپاسش را به جای آری، مگر به یاری و توفیق الهی.

اگر شخصی کوچک ترین نیکی و احسانی در حق انسان به جای آورد، عقل تشکر و قدردانی از او را لازم می داند، حال با توجه به این که پدر و مادر سمبل نیکی و احسان به فرزند هستند و از جان خود برای پرورش او مایه می گذارند، سزاوارترین انسان ها برای احترام و قدردانی اند.
خوش زبانی و خوش رفتاری با والدین

بهترین راه برای ابراز محبت به پدر و مادر، نرم گویی و خوش زبانی با آنهاست. پیشوایان معصوم علیهم السلام که بزرگ ترین مربیان بشری هستند، تندی به پدر و مادر را نهی کرده اند و حتی صدای ما نبایداز صدای آنان بلند باشد چه رسد به این که خدای ناکرده با آنان به زشتی سخن بگوییم که سخن زشت و ناسزا گفتن به والدین، از گناهان کبیره است. امام صادق علیه السلام سفارش کرده است: «حتی» هنگامی که پدر و مادرتان شما را می زنند، شما از درگاه خدا برای آن دو طلب غفران و بخشش کنید.» باز همان حضرت می فرماید: اگر پدر و مادر صدایشان را بلند کردند شما صدایتان را آهسته کنید و با آرامش با آنان سخن بگویید.» حتی نباید پدر و مادر را به نام کوچک صدا بزنند. نگریستن از روی مهربانی و عطوفت به صورت والدین، عبادت است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «هیچ گاه چشمانت را از نظر کردن به والدین پر مکن، مگر با رحمت و مهربانی.» خداوند در قرآن کریم در توصیه ای نیکو به همه آدمیان می فرماید: «وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریمًا؛ با آنان با احترام سخن بگوی. (اسراء: 24) پس اگر می خواهیم محبت خود را به آنان اظهار کنیم و سپاس گزار و قدردان آنان باشیم، این سخن امام را به خود تلقین کنیم که: «در همه حال سپاس گزار والدین باشید، حتی در مواقعی که گفتار و کردار والدین مطابق میلتان نباشد». مطیع بودن در قبال پدر و مادر نشان دهنده محبت به آنهاست.
رعایت حرمت والدین

از آیه ها و روایت های تربیتی برمی آید که احسان به پدر و مادر در همه حال لازم است. هرگاه یکی از پدر و مادر یا هر دو آنان پیر شوند، فرزند باید متکفل امور آنان باشد، نه اینکه اداره امور آنان را به دیگران بسپارد و خود از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کند. سپردن والدین پیر به خانه های سالمندان، خلاف مقتضای انسانیت و وجدان بشری است. پدر و مادر، تنها محتاج خوراک، پوشاک و خدمات معمولی و مادی نیستند، بلکه نیازمند محبت و دست گیری و مهربانی اند و این نیازمندی آنان، در خانه سالمندان و آسایشگاه ها تأمین نخواهد شد. هیچ فرزندی هرگز نباید از نگه داری و خدمت رساندن به پدر و مادر، اظهار انزجار و خستگی کند. البته نیکی به والدین، نباید تنها در زمان حیات و زندگی آنان باشد، بلکه پس از مرگ آن عزیزان نیز باید احسان به آنها را ادامه داد. رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است: «سرور نیکوکاران در روز قیامت، مردی است که بعد از فوت والدین، به آنان نیکی کرده است».

نیکی به پدر و مادر پس از مرگ، به صورت استغفار برای آنان، نماز خواندن، صدقه دادن، حج نمودن، روزه گرفتن از طرف آنان، ادای دین و اطعام فقرا تجلی می کند. چنان که احترام گذاشتن به آنان در زمان حیات نیز با کارهایی چون پیش قدم نشدن از آنان، ننشستن پیش از آنان، بلند شدن در مقابل آنان، فرو بردن خشم و ناراحتی خود، صدای خود را بلند نکردن و نخواندن آنان با اسم کوچک شکل می گیرد.

 

جایگاه ارتباط والدین در اسلام

نگاه رسانه ای به جایگاه والدین در اسلام برای ترسیم شایسته این جایگاه برای برنامه سازان ضروری است. از این رو، به سفارش اسلام در مورد والدین نظری می افکنیم.

قرآن در مورد والدین چنین دستور می دهد:

وَ قَضی رَبُّکَ أَلاّ تَعْبُدُوا إِلاّ إِیّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْسانًا إِمّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریمًا وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَّبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانی صَغیرًا. (اسراء: 23 و 24)

و پروردگارت فرمان داده است: جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. هرگاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها به پیری رسیدند کمترین اهانتی به آنها روا نداشته و بر آنها فریاد مزن و گفتار سنجیده و لطیف و بزرگوارانه به آنها بگو و بال های تواضع خویش را خاضعانه در برابر آنان فرود آر و بگو: پروردگارا، همان گونه که مرا در کودکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده.

در این آیه شریفه، چندین نکته مهم در رفتار با والدین سفارش شده و جایگاه آنان تبیین گشته است. پس ضرورت دارد با توجه به این موارد، در تهیه و انتخاب برنامه ها به این موارد توجه شود:

1. جایگاه احترام به والدین پس از بندگی خداست. بنابراین، پس از عبادت خدا باید به والدین احسان کرد. تبیین این جایگاه عالی برای والدین در برنامه های گوناگون مسئولیت مهمی است که قرآن از برنامه سازان می طلبد.

2. به والدین احسان کنید. احسان چیزی بیشتر از اطاعت و احترام است که همه آنها را در بر دارد و بیش از آن را می طلبد.

3. به هر دو باید یکسان احسان شود و فرزند در احسان به هیچ کدام نباید کوتاهی کند.

4. فرزندان باید مواظب باشند، که کوچک ترین لرزش غم آلودی در قلب والدین پدیدار نگردد. این مطلب را قرآن با انتخاب یک نمونه بیان می کند و می فرماید: «به آن دو اف نگو.»امام صادق علیه السلام می فرماید: «اگر خداوند کلمه ای کمتر از اف سراغ داشت،از گفتن آن نهی می فرمود».

از این تعبیر کوتاه می توان به انبوهی از وظایف و ظرایف آگاه شد که رعایت آنها در ایجاد ارتباط کلامی و عاطفی با والدین ضرورت دارد. در ارائه الگوهای کلامی میان فرزندان و پدر و مادر باید به این مطالب توجه داشت و این نکته ها را به مخاطب القا کرد.

5. خداوند در ادامه آیه فرموده است: «آنان را از خود با خشونت مران». از این آیه می توان فهمید که نشان دادن هر گونه رابطه خشونت آمیز فرزندان با پدر و مادر، مخالف دستور خداست. پس همان گونه که در انتخاب یا سانسور کردن فیلم های خارجی و... به مطالب و روابط جنسی و شهوت آلود حساسیت نشان داده می شود، باید در ترجمه یا ارائه صحنه ها و کلمات خشن و توهین آمیز نسبت به پدر و مادر همان حساسیت اعمال شود. کاری که متأسفانه آن چنان که در شأن این موضوع است، رعایت نشده است. افزون بر کلام خشونت آمیز و موهن، از نگاه تند به پدر و مادر نیز نهی شده است.

امام صادق علیه السلام می فرماید:

مَنْ نَظَرَ الی اَبَوَیةِ نَظَرَ ماقتٍ و هُما ظالمانِ لَهُ، لَمْ یَقْبَلِ اللهُ لَهُ صلاةٌ.

هر کس به پدر و مادرش با چشم خشم آلود نگاه کند، در حالی که پدر و مادر به او ستم کرده اند، خداوند نماز چنین فرزندی را هرگز نمی پذیرد.

در این حدیث شریف، جایگاه بلند پدر و مادر روشن شده است.

یکی از مسائل مهمی که سبب می شود در برنامه ها،صحنه های نامطلوب میان فرزند و والدین به تصویر کشیده شود، رعایت نکردن حقوق فرزندان از طرف والدین و ستم آنان به فرزندان است که چنین تصویرهایی آثار تربیتی نامطلوبی در خانواده و فرزندان بر جای می گذارد.وقتی ستم برخی والدین در رسانه به تصویر کشیده می شود و واکنش طبیعی فرزندان در فرهنگ های مختلف را نشان می دهیم، در این لحظه، بیننده جوان یا نوجوان،حق را به فرزند می دهد و همان احساس نفرت شخصیت ستم دیده نسبت به ستم کار را پیدا می کند. این حس خودآگاه یا ناخودآگاه، به رابطه وی با والدین خودش نیز منتقل می شود و او به سراغ صحنه های زندگی خویش برمی گردد که در آنها والدین به او ستم کرده اند. آن گاه فرایند حس کینه، نفرت، انتقام جویی و تقلید از رفتار و شخصیت داستان، او را به سوی رفتارهای خشن، اعتراض آمیز و ناپسند می کشاند. بدین ترتیب تماشای صحنه هایی که برای هشدار به والدین به تصویر کشیده شده است؛ نتیجه بر عکس می دهد و به خشونت جویی فرزندان می انجامد.

برخلاف فرهنگ های مختلف در دنیا که با برنامه ها و آثار خویش، اعتراض بر والدین ستم کار را روا می دارند، حضرت صادق علیه السلام این عمل را هرگز روا نمی دارد و آن را بی معرفتی در مقابل خدمات جانی و مالی و عاطفی پدر و مادر می شمارد.

آموزه های اسلامی، شورش فرزندان علیه والدین و گسست رابطه عمیق والدین و فرزندان را به دلیل یک رفتار حتی ستم کارانه والدین جایز نمی دانند و آن را عامل پذیرفته نشدن دایمی نماز فرزند می شمارند.

این عمق نگرش امام علیه السلام اگر در برنامه در نظر گرفته شود، در حفظ و تعمیق روابط خانوادگی آشکار خواهد شد. چون نگاه های ما سطحی است، راه حل های ما نیز سطحی است و در نتیجه، آثارش نیز زودگذر و گاه خنثی است. می بینیم که با وجود ساخت و پخش برنامه های بسیار پرحجم در مورد مسائل و روابط خانوادگی و تربیتی، مشکلات اجتماعی مانند: طلاق، فرار دختران از خانه و... رو به رشد است.

با نگاهی تحلیلی به همین حدیث مشخص می شود که چرا نگاه خشمگینانه به والدین حتی پس از ستم آنها نارواست. شاید یکی از نکته ها این باشد که رابطه عمیق و طولانی بین والدین و فرزندان، آن قدر مهم و اساسی است که حتی با وجود ستمگری والدین، گسستن این رابطه درست نیست؛ زیرا این گسست به افتادن فرزند در ورطه ستمگری سهمگین تر و سنگین تر شیّادان اجتماعی و سودجویان به ظاهر مهربان می انجامد.

6. سخن گفتن محترمانه، لطیف و فاخر در برابر پدر و مادر، دستور خداست که فرزندان باید آن را رعایت کنند: «و قُل لهما قولاً کریما؛ با کلام تکریم آمیز و بزرگوارانه با والدین حرف بزن».

آنچه بزرگ از کوچک تر توقع دارد، احترام و تکریم و بزرگداشت است و آنچه نیاز کوچک به بزرگ است، محبت، دل سوزی و شفقت است. از این رو، بر اساس نیازهای حقیقی هر طیفی،اسلام دستورهای ویژه ای صادر کرده است. در مورد فرزندان و زنان به محبت، انفاق، دل سوزی و رسیدگی بسیار تأکید می کند و در مورد بزرگان، به بزرگداشت،اطاعت پذیری جهت رشد و احترام پای می فشارد. در این آیه شریفه،پس از نهی از هرگونه خشونت و بی احترامی به والدین، به ایجاد رابطه کلامی احترام آمیز دستور می دهد.

فرزندان موظف هستند که در سخن گفتن با والدین به گونه ای عمل کنند که تکریم والدین در کلام آنان موج زند. مردی از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم پرسید: حق پدر بر فرزند چیست؟ حضرت فرمود: «او را به اسم صدا نزند (یعنی او را با کنایه یا کنیه احترام آمیز صدا کند) و جلوتر از پدر راه نرود و بالاتر از پدر ننشیند و موجب دشنام به پدرش نگردد (یعنی کاری نکند که مردم به پدر او دشنام دهند)».

این حدیث شریف از نام بردن والدین بدون احترام نهی کرده است.

با تأمل در خطاب هایی که در قرآن از فرزندان نسبت به پدران نقل شده است، در می یابیم که بزرگان دینی با همان احترامی که با خدا حرف می زدند، با والدین خود سخن می گویند، برایشان دعا می کنند و بخشش می طلبند.

حضرت یوسف علیه السلام ، والدین خود را بر روی تخت نشاند: «وَ رَفَعَ أَبَوَیْهِ عَلَی الْعَرْشِ.» (یوسف:100) و نام پدر خود را بر نام خود مقدم داشت: «یا أَبَتِ إِنّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَبًا». (یوسف:4)

حضرت اسماعیل علیه السلام در مقابل کشته شدن به دست پدر تسلیم بود: «یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُوءْمَرُ سَتَجِدُنی إِنْ شاءَ اللّهُ مِنَ الصّابِرینَ» (صافات: 102)

7. خداوند پس از آن همه دستور باز می فرماید: «واخفض لهما جناح الذل من الرحمة؛ یعنی بال ذلت خویش را برای پدر و مادرت از روی شفقت و دل سوزی فروتنانه بگستران». در این دستور قرآنی به خودشکنی ذلت بار و مشتاقانه دستور داده شده است؛ تواضعی که جز خدا کسی شایسته نثار چنین فروتنی نیست. در این آیه، والدین بدون در نظر گرفتن هیچ گونه صفتی به طور مطلق، شایسته این تکریم ها دانسته شده اند؛ یعنی اگر چه خوب نباشند، باز باید همه مفاد آیه درباره آنان عملی شود.این سخن از آن روست که هیچ صفت و شرطی برای والدین مورد سفارش بیان نشده است و به هیچ شرطی جز عبادت الهی تخصیص نیافته اند. اطاعت از والدین جز آنجا که با پیروی از خدا تضاد پیدا می کند، واجب است. از نظر اسلام، هر چه فرزند، فروتنانه به والدین خود خدمت کند، باز نمی تواند حق آنان را ادا کند.

«روزی مردی مشغول طواف بود و مادرش را نیز بر دوش گرفته بود و طواف می داد. در همان حال، چشمش به رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم افتاد. عرض کرد: یا رسول الله! آیا من با این کار، حق مادرم را انجام دادم؟ پیامبر فرمود: نه، حتی یکی از ناله های او را هنگام وضع حمل جبران نکرده ای».

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در راستای عمل به این آیه، خاطرات زیبایی به یادگار گذارده اند. «ابو طفیل گوید: کودک بودم که دیدم زنی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم آمد. آن حضرت عبای خودش را برای او گستراند و زن روی آن نشست. پرسیدم: او کیست؟ گفتند: این زن، پیامبر را در کودکی را شیر داده است».

از عمرو بن سائب نیز روایت شده است که روزی پیامبر نشسته بود که پدر رضاعی اش آمد. حضرت یکی از پیراهن های خود را برای او پهن کرد و او را بر آن نشاند. آن گاه مادر رضاعی اش آمد. حضرت گوشه ای دیگر از پیراهن را باز کرد و او را بر آن جای داد. سپس برادرش آمد. حضرت از جای برخاست و او را در کنار خویش نشاند.

به تصویر کشیدن صحنه هایی از این دست و با این مفهوم ها می تواند بدون هیچ آثار منفی، ارزش این مطلب مورد تأکید دین را انتقال دهد.

ائمه علیهم السلام در رعایت احترام والدین به نکته هایی توجه می فرمودند که فوق العاده برای ما آموزنده است. امام سجاد علیه السلام نسبت به مادرش بی اندازه نیکی واحسان می کرد، ولی از غذا خوردن با وی خودداری می ورزید. یاران آن حضرت، پی در پی از این موضوع جویا می شدند و می پرسیدند: شما از نیکوترین و اصیل ترین مردم هستید و نسبت به مادر بیش از همه به نیکی رفتار می کنید. پس چگونه است که از غذا خوردن با او (از یک ظرف) پرهیز دارید؟ امام علیه السلام پاسخ داد: بیم دارم به لقمه ای دست ببرم که او زودتر متوجه آن شده باشد و به همین جهت از من برنجد.

با تحلیل نکته موجود در این حکایت در می یابیم که امام مراقب است حتی اندک دلگیری در قلب مادر نسبت به او پدیدار نگردد و یا ضعیف ترین حالت روانی ناراحت آمیز در قلب مادرش به وجود نیاید.

«روزی زنی به خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم آمد و گفت: ای رسول خدا! مادرم به اندازه ای پیر و ناتوان شده است که قدرت حرکت ندارد. من او را شست و شو می دهم و غذا به وی می خورانم. آیا با این عمل، حق مادرم را ادا کرده ام؟ حضرت فرمود: خیر. او این عمل را در حالی انجام می داد که دوست می داشت تو زنده بمانی، ولی تو آرزو داری که هر چه زودتر از دستش راحت و آسوده شوی».

نکته جالب توجه در سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم تفاوت داشتن خدمت مشتاقانه و خیرخواهانه با خدمت از روی اجبار و بدون شوق و انگیزه است. در آیه شریفه نیز این نکته وجود دارد که بال شکستگی متواضعانه فرزند باید از روی رحمت و رغبت و عشق باشد؛ عشقی که از معرفت به حق والدین و قدرشناسی فرزند ریشه گرفته باشد. از نظر روان شناسی نیز خدمت و احترام مشتاقانه و آکنده از محبت و بلکه رغبت در اثرگذاری با خدمت های بی روح مثل خدمات اداری، پزشکی و پرستاری و... که به جبر پول یا قانون صورت می گیرد، بسیار متفاوت است. روح خدمت در اشتیاق و نیت آن است؛ که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «نیت المؤمن خیرٌ من عمله»، به همین دلیل، نیت آکنده از محبت خدا با نیت خالی از حب الهی، زمین تا آسمان فرق دارد. قدرت به تصویر کشیدن و انتقال چنین ظرافت های تربیتی-اخلاقی را هنر اسلامی می گویند.

8. آخرین نکته، دعا برای والدین است که قرآن می فرماید: «وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانی صَغیرًا؛ بگو: پروردگارا آن دو را مورد رحمت قرار بده همان گونه که مرا در کودکی پرورش دادند». (اسراء:24)

در این آیه، با کلمه «قل»، به دعا دستور داده شده است؛ یعنی دعا برای پدر و مادر دستور قرآن است. نمونه های دعا نیز در قرآن برای الگوگیری بیان شده است.در این دعا، به طلب رحمت برای والدین دستور داده شده و علت آن نیز در قالب دعا بیان گشته است که چون آنان تو را در کودکی پرورش داده اند، تو نیز در بزرگسالی بر آنان رحم کن.

القای روحیه طلب دعا و خیرخواهی معنوی و مادی برای والدین در رسانه بسیار لازم است و جای خالی آن احساس می شود. جایگاه خطیر تلویزیون وقتی با اهمیت جایگاه والدین در دیدگاه اسلامی ترکیب شود، بر حساسیت و سنگینی تکلیف برنامه سازان مسئول و متعهد می افزاید.

سیره زیبای بزرگان دین در این موضوع بسیار اهمیت دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در همین مورد فرموده است:

یُقالُ لِلْبارِّ بوالدَیْهِ اِعْمَلْ ماشِئْتَ فَاِنّی سَأَستَغْفِرُ لَکَ وَ یُقالُ لِعاقٍّ لِوالِدَیْهِ اِعْمَل ما شِئْتَ فَاِنّی لا أغفرُ لَکَ.

به نیکوکار به والدین اش گفته می شود: هر چه خواهی بکن که تو را به زودی خواهم بخشید و به عاق والدین گفته می شود: هر چه می خواهی بکن که تو را نخواهم بخشید.

هرکس که دوست دارد عمری زیاد، روزی فراوان و روزگار خوشی داشته و از زندگی خود لذت برده، و فرزندانش به او احترام نمایند، باید به پدر و مادر خود نیکی و احسان نماید . رسول اکرم صلی الله علیه و آله

همه دوست دارند خود و فرزندان و نسلشان خوشبخت و سعادتمند و خوش روزی باشند . همچنانکه هیچ فردی در جهان پیدا نمی شود که بدبختی و سیه روزی را دوست داشته باشد . اما چگونه می توان به خوشبختی و وسعت رزق، دست یافت؟
پاداش نیکی به پدر و مادر


نتیجه تصویری برای ضرورت محبت به والدین
اگر در شماره گذشته به پاره ای از سیه روزیهائی که به وسیله بی احترامی به پدر و مادر دامنگیر فرزندان می شود، اشاره شد، در این شماره به برخی از کارهائی که موجب رضایت و دعای پدر و مادر شده و از این طریق خوشبختی و فرزندان صالح و نیکو (که نوعی خوشبختی و سعادت است)، نصیب فرزند می شود; می پردازیم و نیز این مطلب را مورد بررسی قرار می دهیم که آیا پدر و مادر حتما باید مؤمن باشند تا مورد احترام قرار گیرند یا دستور خدا در این باره مطلق است؟ همچنین این نکته را مورد توجه قرار می دهیم که آیا احترام پدر و مادر لازم است یا اطاعت آنها؟ و اگر اطاعت آنها لازم است، حدود آن چیست؟

از جمله کارهائی که مایه خوشبختی و سعادت انسان و فرزندان و نسل او می شود، نیکی به پدر و مادر و معاشرت مؤدبانه و محترمانه با آنان است . چنانکه خداوند متعال در قرآن مجید، می فرماید:

«ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می کند و با ناراحتی بر زمین می گذارد، و دوران حمل و از شیر باز گرفتنش سی ماه است، تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد . می گوید: «پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی بجا آورم و کار شایسته ای انجام دهم که از آن خشنود باشی، و فرزندان مرا صالح گردان، ...» (1) .

در تفسیر این آیه، مرحوم علامه طباطبائی می نویسد:

«حاصل درخواست انسان از خدا این است که خدا آنچنان به قلب او الهام کند که شکر نعمتهایش را بجا آورد و عمل صالح انجام دهد و به پدر و مادرش نیکی کند و همچنین فرزندان او نیز بر او نیکی و احترام کنند چنانکه او به والدین خود احترام می کرد» (2) .

پس معلوم می شود اگر انسان به والدین نیکی و احترام نماید، فرزندان او نیز به او احترام می کنند .

احادیث فراوانی که در این مورد وارد شده، از حد شمارش خارج است که ما به چند نمونه از آنها اشاره می نماییم:

1 . رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید:

«هرکس دوست دارد عمری زیاد و روزی فراوان و روزگار خوشی داشته و از زندگی خود لذت ببرد، و فرزندانش به او احترام کنند، باید به پدر و مادر خود نیکی و احسان نماید چون این کار بخشی از اطاعت خداوند است » . (3) که قبلا در ذیل آیه 23 سوره اسراء اشاره شد . و هرکس دوست دارد فرزندانش به او نیکی کنند (4) . هرکس دوست دارد لحظه مرگ برایش آسان باشد; و هرکس می خواهد پیش از مرگ، فقر و نداری سراغ او نیاید (5) ، باید به پدر و مادر خود احسان و نیکی کند و با آنان مودبانه و محترمانه رفتار نماید» .

باز آن حضرت می فرماید:

«حتی اشخاصی که فاسد و نابکار هم هستند، در اثر خوبی به پدر و مادر از امکانات خوب مالی در دنیا بهره مند می شوند» (6) .

امام باقر علیه السلام می فرماید:

«احسان و خوبی به پدر و مادر فقر و فلاکت و هفتاد نوع مرگ بد را از انسان دفع می کند (7) .
نیکی به پدر و مادر پس از مرگ

دستور نیکی به پدر و مادر تنها در زمان حیات آنان نیست، بلکه پس از وفاتشان هم باید ادامه داشته باشد چنانکه در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم:

«شما چرا به پدر و مادرتان - چه زنده و چه مرده آنها - خوبی و احسان نمی کنید و برایشان نماز و به نیت آنها صدقه و حج انجام نمی دهید که به همان اندازه به شما هم پاداش خواهد رسید» (8) .

همچنین امام باقر می فرماید:

«اگر فرزندی در حال حیات والدین نسبت به آنها احسان و نیکی و احترام بکند اما پس از مرگشان قرض آنها را ندهد و برای آنها استغفار نکند، خداوند او را درزمره عاق والدینها می نویسد . ولی اگر در حال حیات نیکی نکند اما وقتی از دنیا رفتند، دین آنان را ادا کند و استغفار نماید، خداوند او را در جرگه کسانی قرار می دهد که به پدر و مادرشان احسان و نیکی کرده اند (9) .
دعای پدر و مادر

می دانیم که دعای انبیاء و اولیاء پیش خداوند مستجاب می شود . اما در میان غیر انبیاء و معصومین از جمله دعاهائی که استجابت آن حتمی است، دعای پدر و مادر در مورد فرزند است که هم دعای آنها و هم نفرینشان پذیرفته درگاه حق است . پس خوشبخت و سعادتمند کسی است که دعای خیر پدر و مادر پشت سر اوست . چنانکه پیامبر گرامی اسلام می فرماید:

«بر تو باد جلب دعای پدر زیرا دعای پدر از ابرهای آسمان بالا می رود و خداوند بر آن نظر می افکند و می فرماید: ای فرشتگان! مانع بالا آمدن آن نباشید که می خواهم آن را برآورده سازم » (10) .
اگر پدر و مادر مؤمن نباشند

همه آیاتی که خداوند متعال در آنها دستور به احسان و نیکی به پدر و مادر را می دهد، و آن را بخشی از اطاعت خود معرفی می کند، مطلق است و در مورد نیکی و احترام کردن به آنان هیچ قیدی نزده، تنها قیدی که این نوع آیات دارد، در مساله اطاعت از آنان است نه احترام . که بعدا اشاره خواهد شد .

در این مورد داستانی جالب و خواندنی را تقدیم می نمائیم چرا که زبان داستان گویا و مؤثر است:

شخصی به نام زکریا بن آدم می گوید: مردی مسیحی بودم که مسلمان شدم و عازم زیارت خانه خدا شدم و در مدینه امام صادق علیه السلام را زیارت کردم و پس از معرفی خودم که قبلا مسیحی بودم و اسلام اختیار کرده و الان مسلمان هستم، به او عرض کردم پدر و مادرم مسیحی هستند و مادرم نابینا است و من با آنها زندگی می کنم و با ایشان همغذا می شوم آیا اشکالی دارد؟

فرمود: آیا آنها گوشت خوک می خورند؟

عرض کردم: نه، هرگز .

فرمود: عیب ندارد که با مادرت همغذا شوی . و با او بیشتر خوش رفتاری کن و اگر درگذشت شخصا مراسم خاکسپاری را به عهده بگیر .

پس از مراسم حج به کوفه باز گشتم و با مادرم طبق توصیه امام، بیش از پیش مهربانی کردم و لباس و موی سرش را تمیز می کردم و خدمت می کردم . روزی مادرم پرسید: پسرم تو که قبلا مسیحی بودی اینقدر به من محبت نمی کردی حالا که مسلمان شدی بیشتر مرا احترام می کنی . گفتم: این; توصیه یکی از فرزندان پیامبر ماست .

مادرم گفت: این پیامبر است؟ گفتم نه، یکی از فرزندان آن حضرت است .

سپس مادرم گفت: پسرم دین تو بهترین دینهاست آن را به من یاد بده تا مسلمان شوم . من شهادتین را به او آموختم و نماز را یاد دادم . او نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا را خواند . همان شب عارضه ای بر او وارد آمد، به من گفت: چیزهائی که به من گفتی دوباره بگو . دوباره گفتم و او تکرار کرد و درگذشت . وقتی صبح شد مسلمانان جمع شدند و او را غسل دادند و خودم نماز گزاردم و من شخصا او را در قبر گذاشتم (11) .

اینجاست که باید گفت: زنده باد اسلام و قرآن و مکتب حیاتبخش و انسان ساز اهل بیت علیهم السلام که بهتر و بیشتر از همه مکبتها و مسلکها به این مساله حیاتی اهمیت داده و به پیروان خود توصیه نموده و از این راه کانون خانواده را که اصل اساسی و زیربنای جوامع انسانی است، گرم; و بدینوسیله سعادت آنها را تضمین کرده است . اما قوانین و مقررات دنیای مادی، بالاخص جهان غرب علیرغم پیشرفت معجزه آسای خود در تکنیک، نه تنها نتوانسته است در مورد خانواده که شالوده انسانیت است، مقرراتی حتی نزدیک به مقررات اسلام به پیروان خود توصیه کند، بلکه خود گرفتار ناهنجاریهای اجتماعی است که گوشه ای از آنها طلاقها و ازهم پاشیدن کانون خانواده و بچه های پرورشگاهی و خیابانی است . چرا که قوانین آنها الهی نبوده و ساخته و پرداخته مغزهای ناقص بشری است .
اطاعت یا احترام؟

اما ببینیم اینهمه سخن از احترام به پدر و مادر که به میان آمد آیا منظور، احترام به آنان است که مطلق است یا اطاعت؟

بحث ما، در دو شماره گذشته و همچنین بخش اعظم این مقاله، پیرامون برخورد فرزندان با پدر و مادر بود که به گوشه ای از آیات و روایات مربوط به بحث، اشاره شد . اینک به حدود و اندازه اطاعت و احترام; و اینکه آیا تنها احترام پدر و مادر واجب است یا هم احترام و هم اطاعت در همه کارها، می پردازیم:

همچنانکه خداوند متعال در کتاب آئین زندگی خود خدمت و نیکی به والدین را بخشی از اطاعت خود قرار داده، در زمینه اطاعت است . نیز دستوراتی را پیش روی انسانها نهاده است . دستوری که خداوند بدون قید و شرط صادر فرموده، در مورد «احترام » است نه «اطاعت » . چرا که در آیاتی دیگر فرموده است هر وقت پدر و مادر، تو را به راه انحرافی و شرک دعوت کردند و تو را در برابر خدا قرار دادند، نباید اطاعت کنی گرچه مسلمان و مؤمن باشند . اما در عین حال باید احترام آنان را داشته باشی و مؤدبانه رفتار نمائی چنانکه در قرآن مجید می خوانیم:

«ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، و اگر آن دو (مشرک باشند و) تلاش کنند که برای من همتائی قائل شوی که به آن علم نداری، از آنها پیروی مکن! ...» (12) .

«و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم; مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد (به هنگام بارداری هر روز رنج و ناراحتی تازه ای را متحمل می شد)، و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می یابد، (آری به او توصیه کردیم) که برای من و برای پدر و مادرت شکر بجا آور که بازگشت (همه شما) به سوی من است!» (13) .

«و هرگاه آن دو تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی، که از آن آگاهی نداری (بلکه می دانی باطل است)، از ایشان اطاعت مکن، ولی با آن دو، در دنیا به طرز شایسته ای رفتار کن ... .» (14) .

علی علیه السلام می فرماید:

«لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق » (15) . «اگر اطاعت مخلوقی باعث معصیت خدا شود، جایز نیست » .

همچنین امام باقر علیه السلام می فرماید:

«خداوند در سه چیز عمومیت قائل است: حفظ امانت برای همه، اعم از اینکه طرف خوب باشد یا بد . وفاداری به عهد، خواه طرف پیمان، خوب باشد یا بد . نیکی و احسان به پدر و مادر چه خوب باشند یا بد» (16) .

پی نوشت:

1) احقاف: 15 .

2) تفسیر المیزان، ج 18، ص 202، چ بیروت .

3) مجلسی، بحارالانوار، ج 74، ص 85، چ قدیم .

4) همان، ص 65 .

5) نیشابوری، محمد، روضة الواعظین، ج 2، ص 429، چ بیروت (از امام صادق) .

6) مجلسی، همان، ج 74، ص 82 .

7) همان، ص 81 .

8) اصول کافی، ج 2، ص 162، چ قدیم .

9) مجلسی، همان، ج 74، ص 81 .

10) بحار، ص 83 - 84 .

11) اصول کافی، ج 2، ص 160 .

12) عنکبوت: 8 .

13) لقمان: 14 .

14) لقمان: 15 .

15) مجلسی، بحارالانوار، ج 74، ص 85 .

16) اصول کافی، ج 2، ص 162 .

نیکی و احسان به دیگران، صفتی پسندیده و ممدوح است که هم از نظر عقل و هم از نظر عرف مورد تأیید است. همه جوامع بشری برای این صفت خداپسندانه، اهمیت خاصی قائلند و فاعل آن را محترم می شمارند. در این میان، البته بعضی نیکی ها اهمیت دو چندان دارد، که نیکی به پدر و مادر از جمله آنهاست.

خداوند در قرآن بیش از 23 بار صراحتاً و یا ضمناً انسان ها را به احسان و نیکی به پدر و مادر امر فرموده است. 1 ائمه معصومین نیز در سخنان و گفتار خود را به این فضیلت مهم سفارش و تأکید فرموده اند. حضرت علی(ع) فرمود: (برّ الوالدین من اکرم الطباع; نیکی به پدر و مادر، ارزش مندترین خلق هاست. )2

پیامبر اکرم(ص) در پاسخ مردی که از حقوق والدین پرسیده بود، فرمود: (هما جنّتک و نارک;3 پدر و مادر، بهشت و جهنم تو هستند; بهشت در رضای آنها و دوزخ در خشم آنهاست. )

حضرت رضا(ع) فرمود: از پدرت اطاعت کن و نسبت به او مراتب نیکی و تواضع و خضوع و تکریم را معمول دار… خداوند در قرآن شریف حق پدر و مادر را قرین حق خود قرار داده و فرموده است: شکر گزار من و شکر گزار پدر و مادرت باش که برگشت همه به سوی من است. 4

همیشه مونس و یارم پدر بود

به وقت رنج، غمخوارم پدر بود

چو پروانه پر و بالم اگر سوخت

ولی شمع شب تارم پدر بود

طریق زندگی آموخت بر من

به هر سختی مدد کارم پدر بود

* * *

آبروی اهل دل از خاک پای مادر است

هر چه دارند این جماعت از دعای مادر است

آن بهشتی را که قرآن می کند توصیف آن

صاحب قرآن بگفتا زیر پای مادر است
[ نیکی به والدین در ادیان آسمانی

لزوم نیکی به والدین، اختصاص به شریعت اسلام ندارد، بلکه در طول تاریخ و در شرایع آسمانی همواره مورد تأکید قرار گرفته است. قرآن در سوره بقره، آیه 83 وجوب احسان به والدین را پیرو عبادت خداوند، جزء پیمان ها و وظایف حتمی بنی اسرائیل شمرده است.

حضرت نوح (ع) برای پدر و مادر خود چنین دعا می فرماید (رب ّ اغفرلی و لوالدی ّ و لمن دخل بیتی مؤمناً و للمؤمنین و المؤمنات و لا تزد الظّالمین الاّ تبارا;5 خدایا! مرا و پدر و مادرم را و هر که با ایمان وارد خانه من می شود و نیز مردان مؤمن و زنان مؤمن را بیامرز و ستم کاران را جزء بر هلاک و عذابشان میفزای. )

امام صادق(ع): فرمود: موسی بن عمران(ع) در بین مناجات با پروردگار خویش ناگهان مردی را زیر سایه عرش خدا دید، عرض کرد: پروردگارا! این مرد کیست که عرش تو سایه بر وی افکنده است؟ خطاب رسید که این مرد، دارای دو صفت حمیده است: به پدر و مادر خود نیکی می کند و برای سخن چینی گام برنمی دارد. 6

نقل است روزی حضرت داوود(ع) هنگام قرائت قسمتی از کتاب (زبور) دلش شکست و منقلب شد. در آن حال کمی به خود بالید و گفت: در دنیا از من عابدتر نیست. همان ساعت به او وحی شد: برو بالای کوه، کشاورزی را ببین که هفتصد سال مرا عبادت می کند و از گناهی که انجام داده از درگاه من عذر می خواهد، در صورتی که آن عمل نزد من گناه نبوده است. او روزی در پشت بام راه می رفت که مختصر خاکی از پشت بام بر روی مادرش ریخت و اینک مدتی است که به حساب این گناه در درگاه ما می نالد، برو او را به مغفرت و آمرزش من بشارت بده.

داوود (ع) به کوه رفت، دید مردی لاغر اندام که بر اثر عبادت، استخوان هایش در آمده، مشغول نماز است. وقتی از نماز فارغ شد، بر او سلام کرد. او جواب سلام داوود(ع) را داد و پرسید: تو کیستی؟ حضرت داوود(ع) فرمود: من (داوود) نام دارم. گفت: اگر می دانستم که تو داوود هستی، جواب سلام تو را نمی دادم، به دلیل آن لغزشی که از تو سر زده است. اینک که به کوه بالا آمده ای، استغفار کن. به خدا سوگند، روزی به پشت بام رفتم، بر اثر عبور، مختصری خاک بام بر سر مادرم ریخت، اینک هفتصد سال است که در این وضع هستم، نمی دانم مادرم از من راضی شده یا نه، با این حال استغفار می کنم، به دلیل این که شاید او از من راضی نشده باشد. 7

خداوند به موسی وحی نمود: همانا کسی که به پدر و مادر نیکی کند و مرا رها کند، اسم وی را نیکوکار بنویسم و کسی که مرا نیکی کند و پدر و مادرش را واگذارد، وی را عاق نویسم. 8
نکاتی چند در باره احترام به والدین

گر چه عواطف انسانی و مسئله حق شناسی به تنهایی، لزوم احترام نمودن به والدین را بیان می کند، ولی از آن جا که اسلام حتی در مسائلی که عقل مستقلاً می تواند داوری و قضاوت کند یا عاطفه آن را به وضوح در می یابد، سکوت روا نمی دارد; بلکه به عنوان تأیید و تأکید دستوراتی را صادر می کند. ما در این جا با توجه به آیات قرآن و روایات معصومین احترام به والدین و مسائل و زوایای مربوط به آن را در قالب چند نکته بیان می کنیم.

نکته اول: در چهار سوره از قرآن کریم، نیکی به والدین بلا فاصله بعد از مسئله توحید قرار گرفته است. این هم ردیف بودن، بیانگر این است که اسلام تا چه حد برای پدر و مادر احترام قائل است. آن چهار سوره عبارت اند از: بقره، آیه 83; نساء، آیه 36; انعام، آیه 151; لقمان، آیه 41.

تأکید قرآن بر ذکر احسان و مراعات پدر و مادر در سطح توحید و نفی شرک، و عبادت و پرستش و شکر نعمت های الهی، به روشنی این مطلب را ثابت می کند که عدم رعایت حق آنان، بزرگ ترین گناه پس از شرک به خداوند است و لذا آن را در (سوره اسراء) در ردیف گناهان کبیره ذکر فرموده است.

نکته دوم: خداوند در این آیات، نوع خاصی از تجلیل و احترام را ذکر نفرموده، بلکه انسان را به رعایت حال پدر و مادر و احسان به آنها دعوت کرده است. نتیجه این که هر گونه احترام و نیکی به پدر و مادر، دستور خداوند است و هرگز مقید به حدودی نیست به جز قدرت و امکان از نظر عقلی و شرعی; به این معنا که هر چه انسان در توان دارد، باید برای پدر و مادرش انجام دهد و مضایقه و کوتاهی نکند.

نکته سوم: این احسان و خیرخواهی و خدمت به پدر و مادر را باید به عنوان تشکر و سپاس از زحمات طاقت فرسای آنان انجام دهد و گمان نکند که در حق آنان تفضل می کند و یا بر آنها منت بگذارد. در باره این نکته، چند مطلب قابل توجه است:

1 ـ حق پدر و مادر به حدی بزرگ و زیاد است که هرگز انسان نمی تواند تمام و کمال زحمات و محبت های آنان را جبران کند.

2 ـ انسان باید همواره خود را در انجام شکر واقعی، مقصر بداند; هم چنان که در انجام شکر الهی. آن گونه که سزاوار نعمت های بی کران اوست، همه انبیا و اولیا قاصرند و دیگران نه تنها قاصرند، بلکه مقصّرند.

3 ـ همان گونه که در شکر نعمت های الهی نباید به زبان و تعظیم اکتفا کرد، بلکه باید با اطاعت و عمل نیز خدا را سپاس گفت، در مقابل الطاف و محبت های پدر و مادر هم باید عملاً تشکر کرد و آنچه را که سزاوار مقام آنان است; از احترام و خدمت و کمک به عنوان تشکر، دریغ نکرد.

4 ـ شکر الهی، خود یک نعمتی است که باز هم نیاز به شکر دارد و همچنین است توفیق در انجام خدمت و تشکر عملی از مقام پدر و مادر.

نکته چهارم: خداوند متعال دستورات خاصی را به فرزندان پدر و مادری که به سن پیری رسیده اند، صادر فرموده است: (و به پدر و مادر نیکی کنید. هرگاه تا تو زنده هستی و هر دو یا یکی از آن دو سالخورده شوند، آنان را میازار و به درشتی خطاب مکن و با آنان به اکرام سخن بگو. در برابرشان از روی مهربانی سر تواضع فرود آور و بگو: ای پروردگار من! همچنان که مرا در خردی پرورش دادند، بر آنها رحمت آور. )9

نکته پنجم: در برخی آیات، پدر و مادر را در صدر کسانی قرار داده که باید به آنها کمک شود: خداوند به پیامبر می فرماید: در پاسخ کسانی که از تو می پرسند چه انفاق کنیم؟ بگو: (هر چه از خیر انفاق می کنید، به پدر و مادر و خویشان نزدیک و یتیمان و فقیران و درماندگان انفاق کنید. )10

نکته ششم: در وقت دعا و نیایش نباید والدین را فراموش کرد. حضرت ابراهیم(ع) در دعای خویش می فرماید: (پروردگارا! آن روز که حسابرسی بر پا می شود، بر من و پدر و مادرم و همه مؤمنان ببخشای. )11
تواضع در برابر والدین

خفضِ جناح (تواضع) چند بار در قرآن آمده است، ولی (جناحَ الذُّل) فقط یک بار آورده شده و آن هم مربوط به پدر و مادر است: (و اخفض لهما جناح الذل من الرحمة. )12

به گفته لغت شناسان، تواضع دو گونه است: گاهی تواضع، انسان را پست می کند ; مانند تواضع در برابر مستکبران و گردنکشان، و گاهی انسان را بالا می برد; مانند تواضع در برابر مؤمنان، پدر و مادر، معلم و امثال آنها. در چنین مواردی، تواضع را خفض جناح می گویند. جناح به معنای بال پرنده است و خفض جناح، این معنا را به ذهن تداعی می کند که تواضع به انسان بال می دهد و با آن به اوج رفعت می رسد. خداوند به پیامبرش امر فرموده است: (و اخفض جناحک لمن اتّبعک من المؤمنین;13 در برابر هر یک از مؤمنان که از تو پیروی می کند، بال فروتنی فرود آر. )

(ذل ّ) به معنای نرمی و تسلیم است و در موردی به کار برده می شود که امری از روی قهر و غلبه بر کسی وارد شود. گویا انسان خود را در برابر پدر و مادر، مقهور و مغلوب می بیند. با این که آنها به او نیازمندند، اما مانند یک برده یا اسیر در برابر آنان با تواضع و فروتنی اوامرشان را اطاعت می کند.

به هر حال این (جناح ذل ّ) از روی رحمت و عطوفت است نه از روی ترس و یا احتیاج، زیرا پدر و مادر، سالخورده و در دوران نیازمندی اند و ترس از آنان و یا احتیاج به آنها موضوعیت ندارد.
علل ذکر نیکی به والدین بعد از وجوب عبادت پروردگار

فخر الدین رازی می گوید: به چند دلیل، بعد از وجوب عبادت پروردگار، نیکی به پدر و مادر ذکر شده است:

1 ـ نعمت های پروردگار، بالاترین نعمت ها بر بنده است و بعد از پروردگار عالم، پدر و مادر که ریشه و سبب وجود فرزند هستند، نعمت های برتر عالم می باشند. پس شکر اوّلین نعمت (خداوند) و بعد از آن، شکر نعمت های برتر عالم (پدر و مادر) واجب است.

2 ـ خداوند، مؤثر حقیقی در وجود انسان و پدر و مادر، مؤثر وجود او در ظاهر (طبیعت) هستند، پس آن جا که نام مؤثر حقیقی ذکر شده، بعد از آن مؤثر ظاهری را آورده است.

3 ـ خداوند در مقابل نعمت های خود، از بنده چیزی نمی خواهد، پدر و مادر نیز در مقابل نعمت خود از فرزند چیزی طلب نمی کنند (نه طلب مالی و نه طلب ثوابی) لذا این نعمت آنها شبیه نعمت خداوند است.

4 ـ خداوند نعمت خود را از بنده اش دریغ نمی دارد، اگر چه بدترین گناهان را انجام داده باشد. همچنین است جای پدر و مادر که نعمت و فداکاری خود را از کودکشان دریغ نمی دارند، هر چند به آنها بد کرده باشد.

5 ـ پدر مهربان در مال فرزندش تصرف می کند تا سود بیشتری عاید وی شود و از ضایع شدن مال او جلوگیری می کند. خداوند نیز در اعمال عبادی بنده خود تصرف می کند و آن را از آفات دور می سازد و عملش را زیادتر می نماید، زیرا خود فرموده است: مَثَل کسانی که در راه خدا انفاق می کنند مانند دانه گندمی است که هفت خوشه از آن می روید و در هر خوشه، صد دانه گندم وجود دارد.

6 ـ نعمت وجود خداوند، بالاتر از نعمت والدین است و این امر، با دلیل و برهان ثابت و معلوم می گردد. اگر چه نعمت والدین نیز معلوم و مشهود است، اما رجحان با نعمت پروردگار است; از این رو نعمت والدین پس از نعمت خدا ذکر شده است. 14
حقوق والدین

از اربعین سلیمانی نقل شده که والدین را بر فرزند، هشتاد حق است: چهل، در حال حیات ایشان و چهل، در حال ممات آنها.

اما آن چهل که در حال حیات است، ده تا به تن، ده تا به زبان، ده تا به دل و ده تا به مال است.

آن ده که به تن است، عبارت است از:

1 ـ به آنان خدمت کند، زیرا حق تعالی فرموده است: (و اخفض لهما جناح الذّل ّ من الرّحمه)15; 2 ـ حرمتشان را نگه دارد; 3 ـ جلو ایشان ننشیند; 4 ـ فرمان آنها را اگر شرع نهی نکرده، انجام دهد و از نهیشان، اگر واجب نیست، خودداری کند; 5 ـ روزه مستحبی را با اجازه آنان بگیرد; 6 ـ چون ظاهر شوند، برخیزد و تا اجازه ندهند ننشیند; 7 ـ بی رضای ایشان به سفر (غیر واجب عینی) نرود; 8 ـ در وقت راه رفتن، پشت سر آنان حرکت کند; 9 ـ همیشه با مهربانی به آنان بنگرد; 10 ـ همواره آماده خدمت کردن به آنان باشد.

اما آن ده حق که به زبان است، عبارت اند از:

1 ـ با آنان به نرمی سخن بگوید; 2 ـ صدای خود را بر آنها بلند نکند; 3 ـ گستاخی و پر چانگی نکند; 4 ـ آنان را به نام نخواند، بلکه مثلاً بگوید پدر جان، پدر بزرگوارم; 5 ـ سخن ایشان را قطع نکند; 6 ـ گفته ایشان را رد نکند; 7 ـ به امر و نهی، آنان را خطاب نکند; 8 ـ همیشه آنان را دعا کند; 9 ـ به آن دو اُف نگوید و روی خود را از آنان بر نگرداند; 10 ـ با ایشان مؤدبانه سخن بگوید.

اما آن ده چیز که به دل است، عبارت اند از:

1 ـ همیشه نسبت به آن دو نرم دل باشد و ترحم کند; 2 ـ همواره آنان را دوست بدارد، اگر چه از حیث اقتصادی در مضیقه باشند; 3 ـ به شادی آنان شاد باشد; 4 ـ در غم آن دو شریک و غمخوارشان باشد; 5 ـ با دشمنان آنها دوستی نکند که آن دو می رنجند; 6 ـ از بدگویی یا کج خویی آنان نرنجد; 7 ـ اگر به او ستم کردند، بر آنان خشم نگیرد، حتی اگر او را زدند، دستشان را ببوسد; 8 ـ هر چند حق آن دو را رعایت می کند، اما باز هم بیم تقصیر داشته باشد; 9 ـ همیشه در دل قصد کسب رضای آنان را بنماید; 10 ـ در دل، طول عمر آنان را بخواهد، هر چند از زحمت و فقر و بیماری آن دو به تنگ آمده باشد.

اما آن ده چیز که به مال تعلق دارد، عبارت اند از:

1 ـ لباس آن دو را پیش از لباس خود تهیه کند; 2 ـ آنان را از طعام خویش (بلکه بهتر) بخوراند، زیرا در هر انفاقی، آنان جلوترند; 3 ـ قرض آن دو را بدهد; 4 ـ مخارج سفرشان را چه واجب و چه مستحب، از زیارت بدهد ; 5 ـ اگر فوت کردند و حج و نماز یا روزه دارند، از جانب آن دو نایب بگیرد یا خود انجام دهد; 6 ـ با مال خود به آن دو عزت بخشد; 7 ـ اگر مسکن ندارند، برایشان تهیه کند یا اجاره خانه شان را بدهد; 8 ـ از مال خود در اختیارشان بگذارد که هر گاه نیاز یابند رفع نیاز کنند; 9 ـ امور گوناگون آنان را انجام دهد یا مخارج آنها را بپردازد; 10 ـ مال خود را مال ایشان بداند و هر چه از اموال او بردارند یا تصرف کنند، به روی آنان نیاورد.

اما آن چهل حق که بعد از وفات ایشان است، عبارت اند از:

1 ـ در غسل و کفن و دفنشان تسریع کند; 2 ـ از هزینه زیاد کفن و دفن آنها ناراحت نشود; 3 ـ مراسم تدفین آنان را به دستور شرع انور انجام دهد; 4 ـ طبق وصیتشان عمل کند و خلاف آن را انجام ندهد; 5 ـ شب دفن، نماز وحشت بخواند و آنان را دعا کند; 6 ـ مخارج و هزینه های مراسم را بپردازد و از انجام دهندگان و کمک کنندگان سپاس گزاری نماید; 7 ـ حساب آنان را فوراً تسویه کند تا گرفتار دِین نباشند; 8 ـ اگر سفارش به ثلث کرده فوراً جدا کنند و حق هر وارث را به خودش دهند; 9 ـ برای آنها هر روز قرآن بخواند; 10 ـ بعد از هر نماز برای آنها دعا کند، به ویژه در نماز شب و اوقات دعا; 11 ـ هر روز به نیابت آنها صدقه بدهد; 12 ـ اگر توانست هر روز نماز والدین را بخواند; 13 ـ بر مصایب آنان صبر نماید; 14 ـ قضای نمازهای واجب او را بخواند یا اجیر بگیرد; 15 ـ روزه های مانده او را قضا کند یا اجیر بگیرد; 16 ـ به زیارت قبر آنها برود که ثوابی برابر حج دارد; 17 ـ در قبرستان، آیة الکرسی و قرآن بخواند و صلوات بفرستد و برای آنان هدیه کند; 18 ـ هنگامی که به زیارت مشاهد مشرفه می رود، به نیابت آنان هم زیارت کند; 19 ـ به نیابت از آنان عمره به جای آورد و اگر در حج واجب است، در وقت فراغت طواف کند; 20 ـ اگر حج واجب خود را انجام داده و توانایی دارد، به نیابت از آنان حج واجب برود; 21 ـ اگر کسی را ناراحت کرده اند یا بر شخصی ستمی روا داشته اند، با زبان یا وجه یا هر امر دیگر، او را راضی کند; 22 ـ به عنوان رد مظالم، وجهی را به فقیر بدهد تا اگر حقی از کسی به گرنشان است ادا شود; 23 ـ تا حد امکان اگر مجلس روضه و عزاداری به صورت هفتگی یا ماهانه داشته است، آن را ادامه دهد; 24 ـ اگر طعام سالیانه داشته و یا گوسفندی قربانی می کرده، سنت های خوب او را به پا دارد; 25 ـ اگر کار خیر ناتمامی از او مانده، به اتمام برساند; 26 ـ اگر آنان مالی را غصب کرده اند و بداند، باید برای خلاصی شان آن را به صاحبانش رد کند; 27 ـ اگر خمس یا زکات بدهکارند، حتما آن را رد کند; 28 ـ به پدر و مادر کسی بد نگوید که به پدر و مادرش بد بگویند; 29 ـ کاری نکند که بدگویی مردم را در باره پدر و مادرش به دنبال داشته باشد; 30 ـ با مردم به نیکی رفتار نماید تا پدر و مادر او را دعا کنند; 31 ـ دوستان و آشنایان پدر و مادرش را احترام کند; 32 ـ احتمال گرفتاری آنها را بدهد و در صدد ن

جاتشان برآید; 33 ـ آثار به جا مانده از آنان را حفظ نماید; 34 ـ به جای زیارت پدر و مادر به زیارت عمو، عمه، دایی و خاله برود و خوبی های پدر و مادرش به آنان را نیز او به نیابت انجام دهد; 35 ـ اگر در حال حیات در حق آن دو کوتاهی کرده، بعد از فوتشان بکوشد تا رضایتشان را به دست آورد; 36 ـ سعی کند تا آنان را به خواب ببیند تا از حالشان آگاه شود; 37 ـ خیرات، مبرّات و صدقات را برای آنان تداوم بخشد و فراموش نکند; 38 ـ احترام اسامی و قبور آنان را بهتر از زمان حیاتشان داشته باشد و نگذارد کسی آنان را به بدی یاد کند; 39 ـ چنانچه آنان مؤمن بوده اند، شوق لقای آنها را داشته باشد; همان گونه که ائمه شوق پدران خود را داشتند; 40 ـ چنانچه قبر آنان ویران شده، ترمیم نماید. 16
پی نوشت ها:

1ـ بقره، آیات 82، 180 و 215; نساء، آیات 36 و 135 ; انعام، آیه 151; ابراهیم، آیه 40; مریم، آیات 14 و 32; اسراء، آیات 23، 24 و 25; عنکبوت، آیه8; لقمان، آیات 14 و 15; احقاف، آیات 14، 17، 18 و 19; نوح، آیه 38; بلد آیه 3.

2ـ بحار الانوار، ج 77، صفحه 212.

3ـ میزان الحکمه، ج 10، ص 708.

4ـ تفسیر مجمع البیان، جلد 6، ص 411.

5ـ نوح (71) آیه 28.

6ـ بحار الانوار، ج 74، ص 65; امالی صدوق، ص 108.

7ـ الدین فی قصص، ج 3، ص 24.

8ـ معراج السعاده، ص 384.

9ـ اسراء (17) آیه 23 ـ 25.

10ـ بقره(2) آیه 215.

11ـ ابراهیم (14) آیه 41.

12ـ اسراء(17) آیه 24.

13ـ شعرأ(26) آیه 215. 14ـ فخر الدین رازی، تفسیر کبیر، ج 1، ص 100.

15ـ اسراء(17) آیه 24.

16ـ بر گرفته از: حقوق والدین، ص 139.

امام علی(ع):

ثَلاث یوجِبنَ المحبَّةَ; حُسنُ الخُلقِ و حُسنُ الرِّفقِ والتَّواضُعُ;

سه خصلت موجب محبت می شود: خوش خویی، مهربانی و فروتنی.

غررالحکم، ص